با یار به گلزار شدم رهگذری

با یار به گلزار شـدم رهگذری
بر گل نظری فکندم از بی‌خبری

دلدار به من گفت که شرمت بادا
رخسار من اینجا و تو بر گل نگری

مولانا
دیدگاه ها (۲)

خدای مهربانمدر این شب زیبابرای دوستان و عزیزانمسلامتی، نشاط،...

بر بالنی سوار میشومخودم را دست پروانه ها میدهمتا مرا به جایی...

چشمی دارم همه پر از صورت دوستبا دیده مرا خوشست چون دوست در ا...

الهی دریای زندگیتونپر از امواج زیبای سلامتیآسمون دلتون خالی ...

.#شــعــرقربان لبت دلبر لبخند اناری!سرچشمه اشعار من از چشم ت...

همه با یار خوش و من به غم یار خوشمسخت کاری است ولی من به همی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط