{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم

پارت دوم
جی بی و مارک یوگیوم رو به رستوارانی برد و غذای مفصلی براش فراهم کردن بعد اونو با خودشون به سازمان کوچیکشون بردن و تو یه اتاق تقریبا تاریک تنهاش گذاشتن یوگیوم وسایلش رو گوشه ای از اتاق گذاشت و به طرف تنها وسیله اتاق یعنی یه میز با چهار صندلی حرکت کرد یه صندلی اینور و میز و سه صندلی اونور میز بود یوگیوم با اکراه روی یکی از صندلی ها نشست و به فکر عمیقی فرو رفت اصلا چرا اومده بود اینجا یوگیوم حالا واقعا ترسیده بود ولی با شنیدن باز شدن صدای در از خلسه اش بیرون اومد و به اون سه نفر که به طرفش اومدن نگاه کرد جی بی و مارک با یک دختر که شبیه به رییس اونها بود رو صندلی ها نشستن .
- من سوزی ام همون تنها دختر و بزرگترین فرزند رییس اون باند که والدینت رو به قتل رسوند .
_ یوگیوم واقعا کفری شد تا اومد داد و بیداد کنه دختر متوقفش کرد
- ولی مادر و پدر ما از سر خوش گذرونی والدینت رو نکشتنن اونا مجبور بودن اون لی سومان حرومزاده ما سه تا رو گروگان گرفته بود و مادر و پدرمون رو مجبور به کشتن جی وای پی و خیلیای دیگه کرده بود و بعد اون تمام اون افراد رو کشت و مشغول کار خیر کردن و خودشو تو دل مردم جا کردن شد مثلا دختر سه ساله جی وای پی رو به سرپرستی قبول کرد و اینجوری هفت ساله ک رییس جمهور این مملکته حالا ما میخوایم انتقام خیلیا رو بگیریم و از تو محافظت کنیم .




واقعا ممنون از نظراتون مرسی که حمایتم میکنین
دیدگاه ها (۳)

پارت سومیوگیوم واقعا گیج شده بود و دیگه حالش با کلمات توصیف ...

پارت دومجین یونگ بعد از شلوار خودش دامن سوزی رو از پاش در او...

قسمت دوم پارت اولیوگیوم کل روز رو با شیکم گرسنه اش که دیگه...

پارت سوم یوگیوم تمام مدت نشست و با دقت به حرفای هیونگش گوش ک...

دستش ودکایی بود و میچرخوندش، داشت به دخترکی فکر میکرد که اون...

💛𓆉𓆦𓃥𓃠𓃰𓃘𓆉💛سوال این پست: فصل ۱یا۲💛خودم:۱💛❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥یه تو...

چند پارتی 2min

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط