بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
در امر مهم ارتباطات که یکی از موارد آن ارتباط دختر و پسر است که کمالش در ازدواج و ارتباط عاطفی و جنسی سالم میباشد، دهها و صدها و بلکه هزاران موضوع و نکته قابل توجه وجود دارد که اسباب پیوندها، موفقیتها و یا شکست های سنگین و چه بسا مهلکات می گردند؛ از جمله:
الف) - گاهی طول مدت عاقبت در نگاه افرادی بسیار کوتاه و سطحی و موضوعی است، یعنی همین که دیدند فردی ازدواج موفقی کرد، یا خانه و خودرویی خرید و لباس فاخری پوشید، با خود می گوید: عجب؟! چه عاقبت به خیر شد، اما در نگاه بصیرانه، اینها همه متاع دنیاست. خوب است؛ لازم است؛ میتواند مفید باشد؛ اما همه چیز نیست که اگر کسی به این اسباب دست یافت، گفته شود عاقبت به خیر شده است. اینها همه فانی است و آن چه نزد اوست باقی است و عاقبت امور نیز به او بر می گردد و چند دهه زندگی دنیا را نیز نمیتوان با زندگی جاوید مقایسه نمود.
ب)-اگر نگاه به دنیا و زندگی ظاهری باشد، اغلب آن که زد و خورد و برد و به خود و دیگران ظلم کرد و ...؛ عاقبت به خیر به نظر میرسد. به اصطلاح کیف دنیا را کرده است، هشتاد سال در رفاهی بی درد زندگی کرده و آخرش نیز در تختخواب رویایی و آرامش سکته کرده و مُرده است؛ اما آن که ایمان آورد، تلاش کرد، دردمند بود، دغدغه داشت، قیام کرد، مجاهدت نمود و چه بسا در جوانی در صحرا یا بیابانی به شهادت رسید، به ظاهر عاقبت به خیر نشده است! این همان نگاه مادی به زندگی است.
پس زود حکم نکنیم که اهل معصیت به واسطه چند دستآورد به ظاهر خوب مادی، عاقبت به خیر شدهاند و هرگز در مستند خداوند ننشینیم و خدا را محاکمه و محکوم نکنیم که چرا خدا اهل عصیان و گردنکشی را عاقبت به خیر میکند؟
چنین قضاوتی نه تنها صحیح نیست، بلکه افترا به خداوند متعال و سبحان است و به دور از حکمت و عدل اوست.
گاه میبینید که یک دختر به اصطلاح هرزه، معصیت دارد، اما خداوند را محاکمه و محکوم نمی کند، اما یک دختر ظاهراً مؤمنه، مرتکب چنین خبطی میگردد.
گاهی دختر یا پسر کم ایمان و تقید، وقتی گرفتار میشوند،سرشان را پایین می اندازند و میگویند: تقصیر خودمان بود. در واقع میگویند: ظَلَمْتُ نَفْسِی وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلِی، اما گاه دختر یا پسر نسبتاً با ایمان، به محض برخورد با اولین مشکل، یقه خدا را میگیرند که تو چرا؟! یا چرا من؟! - حال کدام یک مؤمنتر هستند و گناه کمتری میکنند. آن گناهکار سرافکنده و پشیمان، یا این به ظاهر مؤمن، ولی خدا نشناس و متکبر و جسور؟!(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
در امر مهم ارتباطات که یکی از موارد آن ارتباط دختر و پسر است که کمالش در ازدواج و ارتباط عاطفی و جنسی سالم میباشد، دهها و صدها و بلکه هزاران موضوع و نکته قابل توجه وجود دارد که اسباب پیوندها، موفقیتها و یا شکست های سنگین و چه بسا مهلکات می گردند؛ از جمله:
الف) - گاهی طول مدت عاقبت در نگاه افرادی بسیار کوتاه و سطحی و موضوعی است، یعنی همین که دیدند فردی ازدواج موفقی کرد، یا خانه و خودرویی خرید و لباس فاخری پوشید، با خود می گوید: عجب؟! چه عاقبت به خیر شد، اما در نگاه بصیرانه، اینها همه متاع دنیاست. خوب است؛ لازم است؛ میتواند مفید باشد؛ اما همه چیز نیست که اگر کسی به این اسباب دست یافت، گفته شود عاقبت به خیر شده است. اینها همه فانی است و آن چه نزد اوست باقی است و عاقبت امور نیز به او بر می گردد و چند دهه زندگی دنیا را نیز نمیتوان با زندگی جاوید مقایسه نمود.
ب)-اگر نگاه به دنیا و زندگی ظاهری باشد، اغلب آن که زد و خورد و برد و به خود و دیگران ظلم کرد و ...؛ عاقبت به خیر به نظر میرسد. به اصطلاح کیف دنیا را کرده است، هشتاد سال در رفاهی بی درد زندگی کرده و آخرش نیز در تختخواب رویایی و آرامش سکته کرده و مُرده است؛ اما آن که ایمان آورد، تلاش کرد، دردمند بود، دغدغه داشت، قیام کرد، مجاهدت نمود و چه بسا در جوانی در صحرا یا بیابانی به شهادت رسید، به ظاهر عاقبت به خیر نشده است! این همان نگاه مادی به زندگی است.
پس زود حکم نکنیم که اهل معصیت به واسطه چند دستآورد به ظاهر خوب مادی، عاقبت به خیر شدهاند و هرگز در مستند خداوند ننشینیم و خدا را محاکمه و محکوم نکنیم که چرا خدا اهل عصیان و گردنکشی را عاقبت به خیر میکند؟
چنین قضاوتی نه تنها صحیح نیست، بلکه افترا به خداوند متعال و سبحان است و به دور از حکمت و عدل اوست.
گاه میبینید که یک دختر به اصطلاح هرزه، معصیت دارد، اما خداوند را محاکمه و محکوم نمی کند، اما یک دختر ظاهراً مؤمنه، مرتکب چنین خبطی میگردد.
گاهی دختر یا پسر کم ایمان و تقید، وقتی گرفتار میشوند،سرشان را پایین می اندازند و میگویند: تقصیر خودمان بود. در واقع میگویند: ظَلَمْتُ نَفْسِی وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلِی، اما گاه دختر یا پسر نسبتاً با ایمان، به محض برخورد با اولین مشکل، یقه خدا را میگیرند که تو چرا؟! یا چرا من؟! - حال کدام یک مؤمنتر هستند و گناه کمتری میکنند. آن گناهکار سرافکنده و پشیمان، یا این به ظاهر مؤمن، ولی خدا نشناس و متکبر و جسور؟!(ادامه دارد...)
- ۶۶۱
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط