{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرف را می‌شود از حنجره بلعید و نگفت

حرف را می‌شود از حنجره بلعید و نگفت

وای اگر چشم بخواند غمِ ناپیدا را ...

مهدی فرجی
دیدگاه ها (۵)

دلم را تا شکستی زود رفتیشبح وار از میان دود رفتیتکان دادی فق...

من همان رودم که بهر دیدنت مرداب شدماه من! بس کن ندیدن های بی...

دیگری از نظرم گر برود باکی نیست،تو که معشوقی و محبوبی و منظو...

اینجا هیچ چیز واقعی نیستنه رفتن تونه ماندن منانگاریکنفر دارد...

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدنچشم ها بیشتر از حنجره ها م...

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدنچشم ها بیشتر از حنجره ها م...

چشم ها حرف می‌زنند

نبودنت، راز برون افتاده‌ای ست که هر جمعه در حنجره ام بغض‌می‌...

و چشم‌های غمگینِ تو،نتیجه‌ی تمام حرف‌های نزده و رنج‌های پنها...

وای خسته شدم انقدر دنبال ریلترین بیبی مانستر گشتم 😤✨تو گروهی...

و همه‌ى حرف‌هاى نزده‌ى مابه غم چشم ها،آه كشيدن‌هاى عميق،سكوت...

بچه ها من آنقدر گریه کردم چشم هایم می‌سوزد وای خدا😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭...

چشم‌هایت مثنوی، می‌ریزد از پلکت غزل ؛ بینِ‌عاشق‌ها نگاه از ح...

خودتو تو چندجمله توصیف کن 🫠🫠❣️براے چیزے کـہ می‌خوای تلاش کن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط