یکصد و چهارده اشارت در تعظیم مقام شهدا
✦ یکصد و چهارده اشارت در تعظیمِ مقامِ شهدا ✦
بخش هفتم: اشارات ۸۶–۱۰۰
۸۶. شهدا حدِّ خالصشدنِ قصد در پرتوِ امرِ مطلقاند.
نیّتِ انسان در مسیرِ شهادت از هرگونه شائبهٔ دنیوی و غرضِ نفسانی تصفیه میگردد و در افقِ فرمانِ مطلقِ الهی به خلوصِ تمام میرسد.
۸۷. شهدا تعیّنِ نهاییِ خروج از مدارِ مصلحت به سوی مدارِ حقیقتاند.
شهید از محاسباتِ سودوزیان و تدبیرهای مصلحتاندیشانهٔ دنیوی فراتر میرود و فعلِ خویش را بر محورِ حقیقتِ محض استوار میسازد.
۸۸. شهدا افقِ استقرارِ انسان در مقامِ تسلیمِ بیقیداند.
در مرتبهٔ شهادت، انسان به کمالِ تسلیمِ مطلق در برابرِ ارادهٔ الهی میرسد و هیچگونه قیدی از قیودِ نفسانی یا دنیوی او را از این تسلیمِ کامل بازنمیدارد.
۸۹. شهدا ترازِ نهاییِ فنایِ ارادهٔ انسان در ارادهٔ حقاند.
خواستِ شخصیِ شهید در خواستِ الهی چنان محو و مستغرق میشود که دیگر مرزی میانِ ارادهٔ او و ارادهٔ حق باقی نمیماند.
۹۰. شهدا حدِّ انطفاءِ دعویِ نفس در افقِ تحقّقِ امرِ حقاند.
ادعای خودبنیادِ انسان در میدانِ عمل فرو مینشیند و فعل او در مدار فرمان الهی استقرار مییابد.
۹۱. شهدا ترازِ انکشافِ عبودیت در مرزِ نهاییِ امکانِ انسانیاند.
حقیقت بندگی در مرتبهای آشکار میشود که انسان جان خویش را در راه حق بذل میکند.
۹۲. شهدا نقطهٔ استهلاکِ ارادهٔ امکانی در سیلانِ ارادهٔ ربّانیاند.
خواست انسانی در جریان فرمان الهی چنان مستغرق میشود که جهت فعل تنها از آنِ حق میگردد.
۹۳. شهدا تعیّنِ وجودیِ صدقِ ایمان در صورتِ غیرقابلِ رجوعِ فعلاند.
ایمان در ایشان به فعلی بدل میشود که راه بازگشت از آن بسته است.
۹۴. شهدا مقامِ انعقادِ حیاتِ فانی بر حقیقتِ باقیاند.
زندگی محدود انسانی در پیوند با حقیقت جاودان الهی معنا و قوام مییابد.
۹۵. شهدا حدِّ انقطاعِ تدبیرِ نفس در برابرِ حاکمیتِ تقدیرِ الهیاند.
جایی که ارادهٔ خودبنیاد فرو مینشیند و فعل در مدار تقدیر و امر الهی قرار میگیرد.
۹۶. شهدا ترازِ استهلاکِ امکانِ انسانی در شعاعِ ضرورتِ اطاعتاند.
ظرفیت انسانی در نهایت خود در اطاعت مطلق از فرمان الهی مصرف میشود.
۹۷. شهدا افقِ تحقّقِ عهدِ ازلی در ظرفِ فعلِ نهاییاند.
پیمانِ فطری و ازلیِ انسان با خداوند در لحظهٔ شهادت به تمامترین صورتِ خود در ظرفِ فعل متجلّی میگردد.
۹۸. شهدا نقطهٔ انحلالِ خوفِ فنا در یقینِ لقاءاند.
ترس از نابودی و فنا در پرتوِ یقین به ملاقاتِ حقتعالی محو و منحل میشود و شهید با اشتیاقِ تمام به سوی لقای الهی گام برمیدارد.
۹۹. شهدا ترازِ انکشافِ معنایِ حیاتِ طیّبه در مقامِ بذلِ جاناند.
حیاتِ طیّبه و زندگانیِ پاکیزه در بالاترین مرتبهٔ خود در لحظهٔ بذلِ جان آشکار میگردد و شهید با مرگِ خویش معنایِ حقیقیِ زیستنِ پاک را متجلّی میسازد.
۱۰۰. شهدا حدِّ اعلایِ تصدیقِ وجودیِ لا إلهَ إلَّا الله در صورتِ فعلاند.
کلمهٔ توحید در مقامِ شهادت از مرتبهٔ لفظ و اعتقاد به مرتبهٔ فعلِ وجودی ارتقا مییابد و شهید با تمامیّتِ هستیِ خویش، یگانگیِ حق را تصدیق مینماید.
🔁 انتشار دهید — تا صدای ملتِ ایمان به گوشِ جهان برسد
✍️ به قلم: بهرام محمدی DBA
@bmlimit حَـدِ 🇮🇷
#مرگ_بر_آمریکا 🇺🇸🚫
#مرگ_بر_اسرائیل 🇮🇱🚫
بخش هفتم: اشارات ۸۶–۱۰۰
۸۶. شهدا حدِّ خالصشدنِ قصد در پرتوِ امرِ مطلقاند.
نیّتِ انسان در مسیرِ شهادت از هرگونه شائبهٔ دنیوی و غرضِ نفسانی تصفیه میگردد و در افقِ فرمانِ مطلقِ الهی به خلوصِ تمام میرسد.
۸۷. شهدا تعیّنِ نهاییِ خروج از مدارِ مصلحت به سوی مدارِ حقیقتاند.
شهید از محاسباتِ سودوزیان و تدبیرهای مصلحتاندیشانهٔ دنیوی فراتر میرود و فعلِ خویش را بر محورِ حقیقتِ محض استوار میسازد.
۸۸. شهدا افقِ استقرارِ انسان در مقامِ تسلیمِ بیقیداند.
در مرتبهٔ شهادت، انسان به کمالِ تسلیمِ مطلق در برابرِ ارادهٔ الهی میرسد و هیچگونه قیدی از قیودِ نفسانی یا دنیوی او را از این تسلیمِ کامل بازنمیدارد.
۸۹. شهدا ترازِ نهاییِ فنایِ ارادهٔ انسان در ارادهٔ حقاند.
خواستِ شخصیِ شهید در خواستِ الهی چنان محو و مستغرق میشود که دیگر مرزی میانِ ارادهٔ او و ارادهٔ حق باقی نمیماند.
۹۰. شهدا حدِّ انطفاءِ دعویِ نفس در افقِ تحقّقِ امرِ حقاند.
ادعای خودبنیادِ انسان در میدانِ عمل فرو مینشیند و فعل او در مدار فرمان الهی استقرار مییابد.
۹۱. شهدا ترازِ انکشافِ عبودیت در مرزِ نهاییِ امکانِ انسانیاند.
حقیقت بندگی در مرتبهای آشکار میشود که انسان جان خویش را در راه حق بذل میکند.
۹۲. شهدا نقطهٔ استهلاکِ ارادهٔ امکانی در سیلانِ ارادهٔ ربّانیاند.
خواست انسانی در جریان فرمان الهی چنان مستغرق میشود که جهت فعل تنها از آنِ حق میگردد.
۹۳. شهدا تعیّنِ وجودیِ صدقِ ایمان در صورتِ غیرقابلِ رجوعِ فعلاند.
ایمان در ایشان به فعلی بدل میشود که راه بازگشت از آن بسته است.
۹۴. شهدا مقامِ انعقادِ حیاتِ فانی بر حقیقتِ باقیاند.
زندگی محدود انسانی در پیوند با حقیقت جاودان الهی معنا و قوام مییابد.
۹۵. شهدا حدِّ انقطاعِ تدبیرِ نفس در برابرِ حاکمیتِ تقدیرِ الهیاند.
جایی که ارادهٔ خودبنیاد فرو مینشیند و فعل در مدار تقدیر و امر الهی قرار میگیرد.
۹۶. شهدا ترازِ استهلاکِ امکانِ انسانی در شعاعِ ضرورتِ اطاعتاند.
ظرفیت انسانی در نهایت خود در اطاعت مطلق از فرمان الهی مصرف میشود.
۹۷. شهدا افقِ تحقّقِ عهدِ ازلی در ظرفِ فعلِ نهاییاند.
پیمانِ فطری و ازلیِ انسان با خداوند در لحظهٔ شهادت به تمامترین صورتِ خود در ظرفِ فعل متجلّی میگردد.
۹۸. شهدا نقطهٔ انحلالِ خوفِ فنا در یقینِ لقاءاند.
ترس از نابودی و فنا در پرتوِ یقین به ملاقاتِ حقتعالی محو و منحل میشود و شهید با اشتیاقِ تمام به سوی لقای الهی گام برمیدارد.
۹۹. شهدا ترازِ انکشافِ معنایِ حیاتِ طیّبه در مقامِ بذلِ جاناند.
حیاتِ طیّبه و زندگانیِ پاکیزه در بالاترین مرتبهٔ خود در لحظهٔ بذلِ جان آشکار میگردد و شهید با مرگِ خویش معنایِ حقیقیِ زیستنِ پاک را متجلّی میسازد.
۱۰۰. شهدا حدِّ اعلایِ تصدیقِ وجودیِ لا إلهَ إلَّا الله در صورتِ فعلاند.
کلمهٔ توحید در مقامِ شهادت از مرتبهٔ لفظ و اعتقاد به مرتبهٔ فعلِ وجودی ارتقا مییابد و شهید با تمامیّتِ هستیِ خویش، یگانگیِ حق را تصدیق مینماید.
🔁 انتشار دهید — تا صدای ملتِ ایمان به گوشِ جهان برسد
✍️ به قلم: بهرام محمدی DBA
@bmlimit حَـدِ 🇮🇷
#مرگ_بر_آمریکا 🇺🇸🚫
#مرگ_بر_اسرائیل 🇮🇱🚫
- ۱.۲k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط