A love that begins with jealousy"2"✨
A love that begins with jealousy"2"✨
part: 11
ویو ات:
امروز وقتی از خواب پاشدم یه حس خیلی عالی داشتم، پر انرژی بودم، کارای لازم رو کردم رفتم اشپز خونه یه قهوه زدم داشتم میخوردم و گوشیمو نگاه میکردم اکسپلورم پر شده بود از شیپ من و جیهوپ، وای خدا یعنی اینا بفهمن منو جیهوپ با همیم چیکار میکنن😅
نامجون اومد اشپزخونه و با صورت ات که لبخند میزد روبه رو شد...
نامجون: ات.... لطفا تو این کنسرت جدید که داریم زیاد نزدیک جیهوپ نشو...
ات: امممم چرا؟
نامجون: میبینی که کل توییتر، اینستا، فیسبوک، تیکتاک و..... پر شده از شیپ تو جیهوپ...
ات: خودت داری میگی شیپ... واقعی نیست کلی شیپ دیگه هم هست مثلا... تهکوک... یونمین..... نامج(حرفش قطع شد)
نامجون: شیپ اوکی ولی اگه بفهمن شما واقعا باهم هستید بدونه هماهنگی کمپانی میدونید چی میشه...
ویو ات:
اب گلوم رو قورت دادم... یعنی اون فهمیده با همیم نه واییی چیکارر کنم👀😱
ات: تو... تو از کجا میدونی؟
نامجون: خب مثلا هممون داخل یه خونه زندگی میکنیم میفهمه ادم خودشم فقط منو کوک میدونیم
ات: وایییی کوکم میدونه نهههه چیکارر کنممم
نامجون: ناراحت نباش فقط باید بگم نباید زیاد با هم صمیمی رفتار کنید باشه.
ات: باش😮💨🙂
یه هفته مونده بود به کنسرت، کنسرتی که داخل نیویورک برگزار میشد، اعضا جدا جدا میرفتن جین با نامجون و شوگا، تهیونگ با کوک و جیمین، جیهوپ با ات......
جیهوپ داخل این سفر یه تصمیمی گرفته بود که با ارمیا میخواست انجام بده تصمیمی که هیچ وقت ازش پشیمون نمیخواد بشه، میخواد از ات داخل کنسرت به صورت بسیار زیبا و رویای از لی ا-ت خواستگاری بکنه، میخواد زندگی جدیدش رو شروع کنه.
یک روز قبل از کنسرت نیویورک ساعت12:00ظهر......
منتظر باشید سیسیااا
☆☆☆★☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
#jihope #Fake #bts
part: 11
ویو ات:
امروز وقتی از خواب پاشدم یه حس خیلی عالی داشتم، پر انرژی بودم، کارای لازم رو کردم رفتم اشپز خونه یه قهوه زدم داشتم میخوردم و گوشیمو نگاه میکردم اکسپلورم پر شده بود از شیپ من و جیهوپ، وای خدا یعنی اینا بفهمن منو جیهوپ با همیم چیکار میکنن😅
نامجون اومد اشپزخونه و با صورت ات که لبخند میزد روبه رو شد...
نامجون: ات.... لطفا تو این کنسرت جدید که داریم زیاد نزدیک جیهوپ نشو...
ات: امممم چرا؟
نامجون: میبینی که کل توییتر، اینستا، فیسبوک، تیکتاک و..... پر شده از شیپ تو جیهوپ...
ات: خودت داری میگی شیپ... واقعی نیست کلی شیپ دیگه هم هست مثلا... تهکوک... یونمین..... نامج(حرفش قطع شد)
نامجون: شیپ اوکی ولی اگه بفهمن شما واقعا باهم هستید بدونه هماهنگی کمپانی میدونید چی میشه...
ویو ات:
اب گلوم رو قورت دادم... یعنی اون فهمیده با همیم نه واییی چیکارر کنم👀😱
ات: تو... تو از کجا میدونی؟
نامجون: خب مثلا هممون داخل یه خونه زندگی میکنیم میفهمه ادم خودشم فقط منو کوک میدونیم
ات: وایییی کوکم میدونه نهههه چیکارر کنممم
نامجون: ناراحت نباش فقط باید بگم نباید زیاد با هم صمیمی رفتار کنید باشه.
ات: باش😮💨🙂
یه هفته مونده بود به کنسرت، کنسرتی که داخل نیویورک برگزار میشد، اعضا جدا جدا میرفتن جین با نامجون و شوگا، تهیونگ با کوک و جیمین، جیهوپ با ات......
جیهوپ داخل این سفر یه تصمیمی گرفته بود که با ارمیا میخواست انجام بده تصمیمی که هیچ وقت ازش پشیمون نمیخواد بشه، میخواد از ات داخل کنسرت به صورت بسیار زیبا و رویای از لی ا-ت خواستگاری بکنه، میخواد زندگی جدیدش رو شروع کنه.
یک روز قبل از کنسرت نیویورک ساعت12:00ظهر......
منتظر باشید سیسیااا
☆☆☆★☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
#jihope #Fake #bts
- ۵۹
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط