{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر می شد برایت می نوشتم روزهایم را

اگر می شد برایت می نوشتم روزهایم را
و سهم چشم هایم را،سکوتم را ،صدایم را

اگر می شد برای دیدنت دل دل نمی کردم
اگر میشد که افسار دلم را ول نمی کردم

دلم را می نشانم جای یک دلتنگی ساده
کنار اتفاقی که شبی ناخوانده افتاده

همیشه بت پرستم , بت پرستی سخت وابسته
خدایش رارهاکرده به چشمان تودل بسته

تو هم حرفی بزن ،چیزی بگو،هر چند تکراری
بگو آیا هنوزم , مثل سابق دوستم داری؟
دیدگاه ها (۲)

حالم گرفته از این. "دنیایی" که. "آدم هایش" همچون. "هوایش"...

تنهایی سَختهعادَت کَردن بِهِش سَخت تر...جَنگیدن با خودت سَخت...

من پر از دردم بیا ،یک ذره دلداری بدهفصل پایانی به این دوری ا...

از جاده ی احساس تو ، از درد نوشتماز یک دل غمگین، دل یک مرد ن...

..تو پاییز بودی؛ سرد اما دلنشین، از همان‌هایی که آدمی را مشت...

زندگی جدید پارت۸چند روز از اون شبی که توی جنگل بیهوش شدم گذش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط