﴾﷽﴿

﴾﷽﴿
.
یه بار بهش گفتم: #شهید_روح‌الله_قربانی به نظرت چیکار کنم که ارادم زیاد بشه؟
.
مکثی کرد و گفت:
این لباسای خوشگل رو دربیار، یه لباس پارچه‌ای ارزون و گشاد بپوش، متوجه بشی هیچی نیستی و باید همه چی رو بسازی، درست میشه...
.
این راهکاری بود که خودش بهش عمل کرده بود...
.
به نقل از: یکی از دوستان شهید #مدافع_سبزحرم
دیدگاه ها (۱)

مربی موتور سوار

وقتی...(پارت چهارم)

p9☆فاجعه ای به نام ما☆ ویو لیاسکوت کرده بود و هیچی نمیگفت تص...

You are mine...⁹[ویو نیلا]با حس دلدرد شدیدی از خواب بیدار شد...

دختر ماه و پسر خورشید پارت سوم

#دختر_ردیف_آخرژانر: مدرسه‌ای | گنگ | رفاقتی | کمدی پارت اول:...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

سناریو مایکی { جنگل چشمات } درحالی که اون مرد ها در اتاق رو ...

چند پارتی

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔_ برو می‌خوام تنها باشم نیم نگاهی به چمدو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط