CHERRY BLOSSOM
CHERRY BLOSSOM
Part 19
رز رفت کنار دیوار و نشست روی زمین و سرشو گرفت بین دستاش کمی بعد با نگرانی به بادیگاردها نگاه کرد و دوباره به سمت اتاق سونگمین رفت و سعی کرد همونجا به گذر زمان عادت کنه قلبش به شدت میزد و هنوز صدای تیراندازی توی گوشش زنده بود...
کنار در ایستاد و نفس عمیقی کشید
یاد چهرهی سونگمین و اون لحظههای ترسناک افتاد
رز انقدر غرقه فکر کردن بود که اصلا متوجه گذر زمان نشد
£ رز؟(دستشو گذاشت روی شونه ا/ت)
+(سرشو بالا اورد) بله؟
£ معذرت میخوام.....من فقط با شنیدن اینکه سونگمین میخواست بهت تجاوز کنه عصبی شدم
رز لبخندی ملایمی به هان زد
و اروم بهش نزدیک شد و بغلش کرد
+عیبی نداره (اروم)
کمی بعد با صدای قدم های تند کسی
رز از هان جدا شد و به بادیگاردی که تند به سمتشون میومد خیره شد
بادیگارد: خبر خوبی داریم رییس به هوش اومده
رز با شنیدن این خبر به سمت در اتاق سونگمین رفت و اونو بی پروا باز کرد وقتی رفت داخل اتاق سونگمین رو دید که به گوشه ای خیره شده
+سونگمین (با بغض )
سونگمین سرشو برگردوند و نگاهشو داد به رز، رز اومد نزدیکش و اونو محکم گرفت توی بغلش که سونگمین از سر درد ناله ای سر داد و با صدای گرفته اش سعی کرد به رز بفهومه که جای تیر خورده گیش درد میکنه و نباید اونو فشار نده
_ر..رز میشه ولم کنی؟ درد میکنه....
رز با درک موقعیت سریع از سونگمین جدا شد...
+اوه ببخشید حواسم نبود
_اشکال نداره
+چیزی میخوای برات بیارم؟
_(لبخند بی جون) چرا انقدر مهربون شدی؟
+همینطوری چیزی مهمی نیس گفتم شاید چیزی بخوای
_آها فکر کردم بخاطر اینکه پسر خالتو نندازم زندان اینکارا رو میکنی
+یااا اذیتم نکن وگرنه میرم
_باشه ببخشید
ادامه دارد🍒.....
پارت بعد شرایط نداره
با همکاری دوست عزیزم: https://wisgoon.com/girlwithnoj
Part 19
رز رفت کنار دیوار و نشست روی زمین و سرشو گرفت بین دستاش کمی بعد با نگرانی به بادیگاردها نگاه کرد و دوباره به سمت اتاق سونگمین رفت و سعی کرد همونجا به گذر زمان عادت کنه قلبش به شدت میزد و هنوز صدای تیراندازی توی گوشش زنده بود...
کنار در ایستاد و نفس عمیقی کشید
یاد چهرهی سونگمین و اون لحظههای ترسناک افتاد
رز انقدر غرقه فکر کردن بود که اصلا متوجه گذر زمان نشد
£ رز؟(دستشو گذاشت روی شونه ا/ت)
+(سرشو بالا اورد) بله؟
£ معذرت میخوام.....من فقط با شنیدن اینکه سونگمین میخواست بهت تجاوز کنه عصبی شدم
رز لبخندی ملایمی به هان زد
و اروم بهش نزدیک شد و بغلش کرد
+عیبی نداره (اروم)
کمی بعد با صدای قدم های تند کسی
رز از هان جدا شد و به بادیگاردی که تند به سمتشون میومد خیره شد
بادیگارد: خبر خوبی داریم رییس به هوش اومده
رز با شنیدن این خبر به سمت در اتاق سونگمین رفت و اونو بی پروا باز کرد وقتی رفت داخل اتاق سونگمین رو دید که به گوشه ای خیره شده
+سونگمین (با بغض )
سونگمین سرشو برگردوند و نگاهشو داد به رز، رز اومد نزدیکش و اونو محکم گرفت توی بغلش که سونگمین از سر درد ناله ای سر داد و با صدای گرفته اش سعی کرد به رز بفهومه که جای تیر خورده گیش درد میکنه و نباید اونو فشار نده
_ر..رز میشه ولم کنی؟ درد میکنه....
رز با درک موقعیت سریع از سونگمین جدا شد...
+اوه ببخشید حواسم نبود
_اشکال نداره
+چیزی میخوای برات بیارم؟
_(لبخند بی جون) چرا انقدر مهربون شدی؟
+همینطوری چیزی مهمی نیس گفتم شاید چیزی بخوای
_آها فکر کردم بخاطر اینکه پسر خالتو نندازم زندان اینکارا رو میکنی
+یااا اذیتم نکن وگرنه میرم
_باشه ببخشید
ادامه دارد🍒.....
پارت بعد شرایط نداره
با همکاری دوست عزیزم: https://wisgoon.com/girlwithnoj
- ۹.۶k
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط