{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


آغاز و ختم ماجرا
لمس تماشای تو بود!
دیدگاه ها (۱)

‌تنهاییِ منتنهاییِ غنچه‌ای‌ستکه زمستان باز شد ...

‌آنقدر تنهایم که حتی دردهایمدیگر شبیه دردهای هیچ‌کس نیست

‌مسافرِ چشم‌به‌راهی‌های منبی‌گاهان از راه بخواهد رسید...ای ه...

‌غایب مبادا صورتتیک دم ز پیش چشم ما...

اما این تازه آغاز ماجرا بود . مشگل با ایران هسته ای نبود

زندگیم تو باشگاه ختم میشه

من محو تماشای تو شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط