این سناریو رو یادتونه
این سناریو رو یادتونه ؟
بالاخرهههههههههه
پارت قبل جهت یاد آوری :
https://wisgoon.com/p/SZ5JLOXQBU
••••••••••••••••♤♧◇♧♡•••••••••••••••
♡ #عشق_بی_پایان ♡ پارت ۴ ♡
••••••••••••••••♤♧◇♧♡••••••••••••••••
*اتمامجلسه*
همه در حال رفتن بودن که یهو مایکی میتسویا و میکا رو صدا زد...
مایکی : هی میتسویااااا
* میکا و تاکا برگشتن *
مایکی : هی میتسویا...من یادم نمیادش...
تاکاشی : چیو ؟
مایکی : اینکه گفته بودی خواهر داری...
میتسویا : چون نگفته بودم_
دراکن : ماااایییککککییییی
مایکی : تو ساکت باش کنچین
*مایکی میاد جلوتر*
مایکی : خب خب خب ... خانم خوشگله منو نگا کن
دراکن : مایکی ول کن
میتسویا : قربان چیزی شده؟
مایکی : نه ... تو میتونی بری... لونا و مانا منتظرتن
میتسویا : باشه فقط_
مایکی : فقط بی فقط خودت تکی میری... میکا_چان میخواد با من بیاد
*پشمای دراکن در حال ریختن میباشد*
میکا : چییییییی ؟! من...من...من که نمیخوام
میتسویا : مایکی میخوای بگی چی شده ؟
مایکی : اره
دراکن و میتسویا همزمان : خب بنال_
مایگی : من فقط به میکا_چان میگم
میکا : چرااااااا ؟!؟! من که اصلا تو رو نمیشناسم...
مایکی : مهم نیست
*مایکی میاد بغل میکا*
*آروم کمر میکا رو میگیره و میکشه تو بغل خودش*
دراکن : مایکی باز چت شدههههه؟!؟!؟!
مایکی : خفه شو کنچین...
میکا : تاکا_چان؟
میتسویا : چیه ؟
میکا : میشه بگی اینجا چه خبره ؟
دراکن : ما هم نمیدونیم
مایکی : ولی من میدونم
دوباره دراکن و میتسویا همزمان : خب بنال_
مایکی : دوباره میگم من فقط به میکا_چان میگم
میکا : خب چی شدهههه ؟؟؟؟
مایکی : ای جان... عصبی میشی جذاب تر میشی
*پشمای دراکن و میتسویا و میکا کامل ریختش*
*میکا به شدت سرخ میشوددددد*
*مایکی موهای میکا رو کنار میزنه *
مایکی : میکا_چان نظرت چیه که بیشتر باهم آشنا بشیم ؟
میکا : هااااا
میتسویا : مایکی به من بگو نه به اون_
مایکی : من از تو خوشم اومده یا از میکا_چان؟!
دراکن : وات ؟؟؟؟
مایکی : شما دوتا برید دیگه ... من میخوام یکم با میکا تنها باشم
دراکن : مایکی ولش کن... اون بیکار نیست کار داره
میتسویا : تو از خواهرم خوشت میاد ؟
*مایکی چشم غره میره*
*گوشی دراکن زنگ میخوره*
مایکی : عهههه کنچین!!! اِما عه ... میخوای بهش بگم چقدر دوستش داری ؟؟
دراکن : نهههه نههههه
مایکی : پس دست میتسویا رو بگیر و ببرش_
میتسویا : خب لامصب_ خواهرمو بده برم...
مایکی : تو برو من تا ۲ ساعت دیگه خودم میرسونمش...
دراکن با عجله : میتسویا بیا بریم
تاکاشی : از هیکلت خجالت بکش...
دراکن : بیخیااااااااااااااال
مایکی با داد : برید دیگهههههه
*اون دو تا رفتن_*
مایکی با مهربونی : به به ... میکا_چان... من میخواستم بیشتر باهاتون آشنا بشم... اجازه هست ؟
میکا : ....اممممم.......خب چیزه.......آره.....
••••••••••••••••♤♧◇♧♡•••••••••••••••
بالاخره پارت دادم🥲🥲
راضی شدیننننن؟؟؟؟؟؟؟؟
بالاخرهههههههههه
پارت قبل جهت یاد آوری :
https://wisgoon.com/p/SZ5JLOXQBU
••••••••••••••••♤♧◇♧♡•••••••••••••••
♡ #عشق_بی_پایان ♡ پارت ۴ ♡
••••••••••••••••♤♧◇♧♡••••••••••••••••
*اتمامجلسه*
همه در حال رفتن بودن که یهو مایکی میتسویا و میکا رو صدا زد...
مایکی : هی میتسویااااا
* میکا و تاکا برگشتن *
مایکی : هی میتسویا...من یادم نمیادش...
تاکاشی : چیو ؟
مایکی : اینکه گفته بودی خواهر داری...
میتسویا : چون نگفته بودم_
دراکن : ماااایییککککییییی
مایکی : تو ساکت باش کنچین
*مایکی میاد جلوتر*
مایکی : خب خب خب ... خانم خوشگله منو نگا کن
دراکن : مایکی ول کن
میتسویا : قربان چیزی شده؟
مایکی : نه ... تو میتونی بری... لونا و مانا منتظرتن
میتسویا : باشه فقط_
مایکی : فقط بی فقط خودت تکی میری... میکا_چان میخواد با من بیاد
*پشمای دراکن در حال ریختن میباشد*
میکا : چییییییی ؟! من...من...من که نمیخوام
میتسویا : مایکی میخوای بگی چی شده ؟
مایکی : اره
دراکن و میتسویا همزمان : خب بنال_
مایگی : من فقط به میکا_چان میگم
میکا : چرااااااا ؟!؟! من که اصلا تو رو نمیشناسم...
مایکی : مهم نیست
*مایکی میاد بغل میکا*
*آروم کمر میکا رو میگیره و میکشه تو بغل خودش*
دراکن : مایکی باز چت شدههههه؟!؟!؟!
مایکی : خفه شو کنچین...
میکا : تاکا_چان؟
میتسویا : چیه ؟
میکا : میشه بگی اینجا چه خبره ؟
دراکن : ما هم نمیدونیم
مایکی : ولی من میدونم
دوباره دراکن و میتسویا همزمان : خب بنال_
مایکی : دوباره میگم من فقط به میکا_چان میگم
میکا : خب چی شدهههه ؟؟؟؟
مایکی : ای جان... عصبی میشی جذاب تر میشی
*پشمای دراکن و میتسویا و میکا کامل ریختش*
*میکا به شدت سرخ میشوددددد*
*مایکی موهای میکا رو کنار میزنه *
مایکی : میکا_چان نظرت چیه که بیشتر باهم آشنا بشیم ؟
میکا : هااااا
میتسویا : مایکی به من بگو نه به اون_
مایکی : من از تو خوشم اومده یا از میکا_چان؟!
دراکن : وات ؟؟؟؟
مایکی : شما دوتا برید دیگه ... من میخوام یکم با میکا تنها باشم
دراکن : مایکی ولش کن... اون بیکار نیست کار داره
میتسویا : تو از خواهرم خوشت میاد ؟
*مایکی چشم غره میره*
*گوشی دراکن زنگ میخوره*
مایکی : عهههه کنچین!!! اِما عه ... میخوای بهش بگم چقدر دوستش داری ؟؟
دراکن : نهههه نههههه
مایکی : پس دست میتسویا رو بگیر و ببرش_
میتسویا : خب لامصب_ خواهرمو بده برم...
مایکی : تو برو من تا ۲ ساعت دیگه خودم میرسونمش...
دراکن با عجله : میتسویا بیا بریم
تاکاشی : از هیکلت خجالت بکش...
دراکن : بیخیااااااااااااااال
مایکی با داد : برید دیگهههههه
*اون دو تا رفتن_*
مایکی با مهربونی : به به ... میکا_چان... من میخواستم بیشتر باهاتون آشنا بشم... اجازه هست ؟
میکا : ....اممممم.......خب چیزه.......آره.....
••••••••••••••••♤♧◇♧♡•••••••••••••••
بالاخره پارت دادم🥲🥲
راضی شدیننننن؟؟؟؟؟؟؟؟
- ۷.۲k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط