مادربزرگـــــم همیشه میگفت :
مادربزرگـــــم همیشه میگفت :
قلبت که بی نظم زد ،
بدون که عاشقی ...
اشکت که بی اختیار سرازیر شد ،
بدون که دلتنگی ...
شبت که بی خواب گذشت ،
بدون که نگرانی ...
روزت که بی شوق آغاز شد ،
بدون که ناامیدی ...
سینت که بی جا آه کشید ،
بدون که پُرحسرتی ...
دلت که بی دلیل گرفت ،
بدون که تنهائــــــی ...
امروز تو نیستی مادربزرگ ، امّا ...
اما من به همهٔ اون حرفات رسیدم !
ایکاش قبلِ رفتنت ،
چارهٔ این وقتایی که برام پیش بینی کردی
رو هم میگفتــــــی ... !
ای کاش....: (
قلبت که بی نظم زد ،
بدون که عاشقی ...
اشکت که بی اختیار سرازیر شد ،
بدون که دلتنگی ...
شبت که بی خواب گذشت ،
بدون که نگرانی ...
روزت که بی شوق آغاز شد ،
بدون که ناامیدی ...
سینت که بی جا آه کشید ،
بدون که پُرحسرتی ...
دلت که بی دلیل گرفت ،
بدون که تنهائــــــی ...
امروز تو نیستی مادربزرگ ، امّا ...
اما من به همهٔ اون حرفات رسیدم !
ایکاش قبلِ رفتنت ،
چارهٔ این وقتایی که برام پیش بینی کردی
رو هم میگفتــــــی ... !
ای کاش....: (
- ۵.۱k
- ۰۸ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط