part:6
کوک: چطوری؟
ا.ت: خوبم (سرد)
(ویو کوک)
وسط راه بودیم که سر یکی رو رو شونه هام حس کردم سرمو چرخوندم دیدم ا.ت سرشو گذاشته رو شونه هام و خیلی کیوت خوابیده دلم نیومد بیدارش کنم رسیدیم همهی بچه ها رفتن بیرون و فقط منو ا.ت موندیم و ا.ت رو آروم بیدار کردم
کوک: بیدارشو رسیدم
ا.ت: چ چیشده رسیدیم
کوک: آره
ا.ت از صندلی پاشد که کوک دستشو گرفت و نشوندش
ا.ت: چیه چیشده
کوک: من ازت خوشم میاد
ا.ت: چی (داد)
کوک: چته گوشم کر شد میگم ازت خوشم اومده
ا.ت: و ولی من هیچ حسی بهت ندارم ما فقط همکلاسی هستیم
ا.ت دستشو کشید و پاشد و کوک دوباره دستشو گرفت
ا.ت: ولم کن میگم
کوک: هرچیزی بهترینش مال منه و تو بهترینی پس باید مال من باشی
ادامه دارد...
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.