{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوب خوب بچه هام این ویسگون از اونجایی که باهام چپ افتاده

خوب خوب بچه هام این ویسگون از اونجایی که باهام چپ افتاده مسدودم کرده بود و آن نمیتونستم فعالیت کنم و الان تا جایی که در توانم بود اخبار و آپلود کردم براتون اینام یه سری اخبار خورده ریزه بوده که همرو یه جا نوشتم

Ryu Jaejun مدیر عامل گروه رقص "Auspicious" که عکسی از آلبوم امضا شده "D-DAY" خودشو استوری کرده
 به جه‌جونی!!دونسنگ من که همیشه بهم انرژی داد ممنون، فایتینگ!
مکنه لاین به کنسرت شوگا رفته بودن سای هم رفته بوده و شوکا و سای  دت دت رو اجرا کردن
ترجمه  استوری کیم چانگهیون کیبوردیست کنسرت شوگا
سوال: کار کردن با شوگا چه حسی داره؟ باید باحال باشه ها؟!
کیم: هر لحظه ش فراموش نشدنیه
 6 جولای ساعت 8:30 صبح بوقت ایران کانسپت جدیدی برای آرمی ممبرشیپ راه اندازی میشه، یعنی کارت و کیت آرمی تغییر میکنه. آخرین کانسپت suite life بود
 چند شب گذشته جونگ‌کوک همراه با دوست‌هاش مینگیو، ایون‌وو و احتمالا یوگیوم، در رستورانی نزدیک به دانشگاه کنکوک باهم وقت گذروندن
کسی که توی رستوران کار می‌کرده، درمورد جونگ‌کوک گفته:
« اون موقع من خیلی خسته و خواب‌آلود بودم، پس خودم رو با گوشیم سرگرم کردم ولی بعدش رئیسم دستور داد تا زود غذا برای مشتری آماده کنم.وقتی به بیرون نگاه کردم و جونگ‌کوک رو پشت میز دیدم، فکر کردم دارم خواب می‌بینم! بعدا با دقت بیشتری بهش نگاه کردم و متوجه‌ی تتو و لبخند خرگوشی جونگ‌کوک شدم. اون لحظه خیلی گیج شده بودم...وقتی خواستم داد بکشم مدیر منو دید و پرسید که جونگ‌کوکه؟
منم به لطف جونگ‌کوک خواب از سرم پرید.حدوداً دو ساعت طول کشید تا غذا بخورن و منم این مدت تحسینشون می‌کردم. حتی بهم لبخند هم زدن! خیلی شوکه شدم پس لبخندمو پنهان کردم...جونگ‌کوک تمام مدت کلاه مشکی‌رنگش رو سرش کرده بود، تیشرت هم‌رنگ کلاهش هم تنش بود. موهاش هنوز هم مثل قبل بود...مدیرم چون می‌دونست من طرفدار اون‌هام، بهم گفت تا باز غذا رو ببرم سر میزشون اما من خیلی عصبانی و هیجان‌زده بودم که یادم رفت سس و قیچی رو ببرم برای همین جونگ‌کوک صدام کرد تا براشون ببرم.هرازگاهی بهم لبخند میزدن و من اون لحظه به این فکر کردم که اگه بهشون نگاه کنم و لبخند بزنم ممکنه معذب بشن و راحت نباشن. جونگ‌کوک واقعا زیبا و ارزشمنده، اون برای هر چیزی که می‌خواست لبخند می‌زد.رئیسم وقتی دوربین‌ها رو چک کرد متوجه شد که من تمام مدت لبخند روی لب‌هام بوده.
برای اینکه مزاحمشون نشم، درخواست امضا نکردم.»
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳۱: فروپاشیِ کامل (تسلیم)اون‌جین داشت اون گوشه، با یه د...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭: ⁷⁰ویو: اتچند روز از مرگ بابا گذشت...

پارت ۵۰ | پایان پروندهویو جونگ‌کوکچند دقیقه بود هیچ‌کس حرف ن...

P. 4𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖔𝖓𝖑𝖞 𝖎𝖙'𝖘 𝖒𝖎𝖓𝖊. "اون ما...

چند پارتی جونگ کوک

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی از سربازی برمیگرده ...⛓️‍💥☘️ ╰┈➤ 𝑷...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط