{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌙 MOON MONSTER

🌙 MOON MONSTER

قسمت دوم: ملاقات غیرمنتظره

ساعت ۹:۵۰ صبح...

اعضای MOON MONSTER با لباس‌های مشکی و قرمز در اتاق تمرین منتظر بودند.

یونا که حالا لیدر گروه بود، گفت:
«همه آماده‌این؟ مدیر گفت مهمان‌های ویژه قراره بیان.»

داهیون لبخندی زد.
«فقط امیدوارم صدایم امروز هم خوب باشه.»

هاشیرا در حالی که بند کفش‌هایش را محکم می‌کرد، گفت:
«هر کسی باشه، ما باید بهترین اجرای ممکن رو داشته باشیم.»

یورا اما آرام کنار پنجره ایستاده بود و با لبخند همیشگی‌اش به آسمان نگاه می‌کرد.

«حس می‌کنم امروز اتفاق عجیبی می‌افته...»

در همان لحظه...

تق!

در اتاق باز شد.

مدیر وارد شد و گفت:
«بچه‌ها، مهمان‌های ما رسیدن.»

همه از جا بلند شدند.

صدای قدم‌هایی از راهرو به گوش می‌رسید.

در دوباره باز شد...

و چند مهمان شناخته‌شده وارد اتاق شدند.

اعضای BTS برای خوشامدگویی به گروه تازه‌کار آمده بودند.

چند لحظه سکوت برقرار شد.

بعد همه با احترام به هم سلام کردند.

فضای اتاق کم‌کم صمیمی‌تر شد و گفت‌وگو بین دو گروه شروع شد.

یونا از اعضای گروهش خواست خودشان را معرفی کنند.

اول داهیون جلو رفت.

«سلام، من داهیون هستم. صدای طلایی MOON MONSTER.»

بعد لیا، لیلی و هاشیرا خودشان را معرفی کردند.

نوبت به یورا رسید.

او با لبخند همیشگی‌اش گفت:

«سلام... من کیم یورا هستم.»

چند ثانیه سکوت شد.

بعد با شیطنت ادامه داد:

«لقبم... مافیای کی‌پاپه.»

اعضای گروه خودش شروع به خندیدن کردند.

یونا زیر لب گفت:
«دیدین؟ گفتم یه نقشه داره!»

فضای اتاق پر از خنده شد و یخ اولین دیدار شکست.

در همین لحظه مدیر گفت:

«برای جشن شروع همکاری، امروز همه با هم به کافه شرکت می‌ریم.»

اعضای MOON MONSTER با هیجان به هم نگاه کردند.

اما یورا آرام لبخند زد.

در ذهنش فقط یک جمله تکرار می‌شد:

«بازی تازه شروع شده...»

پایان قسمت دوم...

🌙 ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

🌙 MOON MONSTERقسمت سوم: کافه‌ی هایبساعت ۳ بعدازظهر...اعضای M...

اولی یونا ـ یوراـ داهیون ـ هاشیراـ لیا ـ لیلی عکس اعضا🌸

🌙 MOON MONSTERرمان ۲۳ قسمتیقسمت اول: شروع هیولاهاباران آرامی...

🌙 MOON MONSTER فصل اول - قسمت اول: شروع هیولاها (خلاصه) دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط