{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی از همین شبها

یکی از همین شبها
آرام و باطمأنینه
خود را میکشم و هنگامی که خون از دستهایم سرازیر شود
در گوش خود زمزمه میکنم
این جمله را
چرا تمام نمی شود در مَن
حسِ دوستداشتنِ تو
دیدگاه ها (۵)

ﺑﻮﯼ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺷﺪﯾﺪﯼ ﺁﻣﺪ …ﺑﺎﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ …ﻧﮑﻨﺪ ﺑﺎﺯ ﭘﺪﺭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺍﺳﺖ؟ﻧ...

میــمِ مالکیـت که حذف شـود...می شوی "عـزیزِ دل"یعنی احتمالا ...

دقیقا، دقیقا، همین 1 ساعت پیش از کارم تعجب کردم که چرا کاری ...

این همه من دارم صدات میکنم گیوساننن بعد تو داری ریمیکس بدون ...

یالثارات خامنه ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط