{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با من بگو که اینهمه احساس ، خواب نیست

با من بگو که اینهمه احساس ، خواب نیست
یا آب هم به پاکیِ ایــن عشقِ نــاب ، نیست

با من بگـــو که مثل تـو پیــــدا نمی شــــود
تکــرار کن که قلبِ زلالت ، سـراب نیست

باور نمی کنــــم که دگــــر ، همنشین مـــن
تنهائی و عـذاب و غـم و اضطراب ، نیست

تنهــا کسی کــه حال مـــرا درک می کنـــد
تنها تویی که حال تـو با من ، خراب نیست

اغــــراق نیست ، اینکه بگویــم عزیـز دل
گــــرمای دست های تــــو در آفتاب نیست

از لحظه ای که آمــده ای ، با وجــــود تـــو
فهمیـده ام که عشـــق ، فقط در کتاب نیست
دیدگاه ها (۱)

میترسم از اینکه روزی..یک جایی..من و تو خیلی دور از هم..شب و ...

زندگی غــــم ڪده ای... بیش نبود...سهم من جز غـــــم و...تشوی...

اینجا ڪہ نشستہ ایو نشاندمتقلب مڹ استببخش اگر ضربانش رابہ اوج...

مــن دیــر فهمیـــدم کــهفقـــط یـه جایگـــزیــن بــودمنــه ...

#حال#عشقما زندگی را در نامِ تو معنا کردیم... دلِ جوانمان گره...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

⁨نبودنت را هیچ‌ چیزی جبران نمی‌کند آقا جان… 💔هنوز هم عبارت ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط