رَدِ پای قدم هایت را روی برف های نشسته در خیابان نظاره گر

رَدِ پای قدم هایت را روی برف های نشسته در خیابان نظاره گر شده ام،
عمیق است و گودیِ پر رنگی به جا گذاشته.
به یکباره دلم میلرزد و میگیرد..‌.
آخر رد پای قدم هایت هم به سمت رفتن جا برداشته است نه آمدن...

#مهسا_سجاد
دیدگاه ها (۵)

در من کسی میل به پایان دارد𐚁#ستاره_طوریرفتنِ ناگهانی، شبیهِ ...

P1:پسری که ازم متنفر بود. راوی ویو : دست هاش رو تا مچ توی جی...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟒ات با صدای بوق یکنواخت دستگا...

My professorChapter:2Part:103رو به روی هم نشسته بودیم.اونقدر...

صدای موسیقی توی گوشم می‌پیچید.نگاه‌های کنجکاوِ مهمون‌ها کلاف...

قلدر مدرسه¹ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

پارت پنجم:حدود نیم ساعت بعد، آخرین لباس هم از روی صحنه عبور ...

پارت ۵۳وقتی واردِ اون بارِ خصوصی شدند، نورهایِ نئونِ قرمز و ...

پارت ۱۲: سکوتِ صبحگاهی و نگاه‌های خیرهبا آرامشی که مدت‌ها بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط