{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌کلماتم را

‌‌کلماتم را
در جوی سحر می‌شویم
لحظه‌هایم را
در روشنی باران‌ها
تا برای تو شعری بسرایم، روشن
تا که بی‌دغدغه بی‌ابهام
سخنانم را
در حضور باد
این سالک دشت و هامون
با تو بی‌پرده بگویم
که تو را
دوست می‌دارم تا مرز جنون

• شفیعی کدکنی 🍃
‌
دیدگاه ها (۰)

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

مرز جنونکلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی ب...

مرز جنونکلماتم رادر جوی سحر می‌شویملحظه‌هایم رادر روشنی بارا...

کلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی باران‌ها ...

کلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی باران‌ها ...

کلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی باران‌ها ...

کلماتم را در جوی سحر می‌ شویم لحظه ‌هایم را در روشنی باران‌ ...

مرز جنونکلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی ب...

مرز جنونکلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط