{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ঊ✿❀❤ ️❀✿ঊঈ

ঊ✿❀❤ ️❀✿ঊঈ
ঊ✿❀❤ ️❀✿ঊঈ
دعوتم کن!

می خواهم غزلی بخوانم

فال بگیرم ... دوست داشتن را،

از لبانت، کش بروم!! می خواهم،

به شب نشینی بیایم ... دعوتم کن!

من در مهمانی چشمانت،

اتراق کرده ام ... #عرفان_یزدانی
ঊ✿❀❤ ️❀✿ঊঈ
ঊ✿❀❤ ️❀✿ঊঈ
دیدگاه ها (۱)

⚘🌷 ⚘🌷 ⚘🌷 ⚘🌷 ⚘🌷 ⚘🌷 ⚘🌷 ⚘🌷 بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از ب...

خواستم در دفترم عکسی کشم از صورتت 💖 💖 💖 دیدم از بس ناز داری ...

چشم هایت به من آموخت"دوتا مایه ناز"دلبری کردن و دل دادن ودل ...

فکر نمیکردم حال پاییز آنقدر خـــــــراب شودکه به حال هـــــو...

لبانت قند مصری ، گونه هایت سیب لبنان راروایت می کند چشمانت٬ ...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

𝒫𝒶𝓇𝓉 𝟨 گوشیم زنگ خورد گوشی رو از کیفم در آوردم دیدم یه تلفن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط