پارت

پارت ۱

انتقام عشق ؛
توهم ، مهمان همیشگی ام بود ، چرا ؟ چون توهمت رو میزنم .لیلی دقیقا با خودت چه فکری کردی ؟ چرا فکر کردی وقتی میری میتونم بدونت زندگی کنم ؟ همه بم میگن تو رفتی . اره این درسته تو رفتی ولی من توهمت رو میزنم کسی نبودم که عاشق شم مردم وقتی من رو میدیدن میگفتن این بشر اصلا قلب داره ؟ باور کن از سنگ ساخته شده .
حرف های مردم پشت سر هم درمورد این بود که من هیچوقت قرار نیست عاشق شم راستش خودم هم همین فکر رو میکردم که هیچوقت عاشق نمیشم تا وقتی تورو دیدم لیلی حس عجیبی بود راستش تاحالا تجربش نکرده بودم . داستان عاشق شدنم عجیب بود
عاشق دختر دشمن شدم نه دشمن خانوادت من رو شیطان صدا میکردن توهم لقب فرشته رو داشتی
بمون میگفتن عشق درست در زمان اشتباه خیلی حرفه ها ولی که فکرش رو میکرد انقدر مخالفامون زیاد بشن که تو دست به همچین کاری بزنی. لیلی بت قول میدم انتقامت رو از همه ی کسایی که باعث مرگت شده رو میگیرم .
دیدگاه ها (۰)

برای پخش رمانم بین این چندتا عکس موندم و از شما فرشته ها نظر...

سلام فرشته ها . من یه نویسنده هستم و برای پخش رمانم به ویسگو...

Part2رسیدید خونه،رفتی توی آشپز خونه و یه گلدون برداشتی و پر ...

الماس من )پارت ۷ ; لیلی با دست لرزان گوشی رو پایین آورد نفسش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط