{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وصل باز آمدم از بعد فراقش یک شب

وصل باز آمدم از بعد فراقش یک شب
بوسه می ریخت ز گلهای نگاهش یک شب

عین آتش شدم از گرمی لبهای هوس
رفت بر باد دلم، دار و ندارش یک شب

پیش تر زانکه تفاءل بزنم بر چشمش
لب بلب شعر و غزل بود کنارش یک شب

جان شبهای محال است وصالش اما
چه مبارک سحری داشت محالش یک شب

دست در دست شبم داد رسیدیم به آب
چشمه سیراب شد از جلوه ی ماهش یک شب

عشق غوغای مرا دید خلایق حتی
چشم بیدار خدا رفت سراغش یک شب
دیدگاه ها (۵)

®

ﻧﺼﯿﺤﺖ ﭘﺪﺭم ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﻟﻪ ﺗﻮ ﺫﻫﻨﻢ ﻣﻮﻧﺪﻩ .ﻣﯿﮕﻔﺖ: ﺍﮔﻪ ﻣﻬﻤﻮﻥ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﯼ...

®

®

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط