{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازکنارم رفتی و پژمرده

ازکنارم رفتی و پژمرده
چون گلها شدم

همنشین ِ درد وغم
باکوهی ازغمها شدم

هرکسی رادرخیابان
مثل ِتومی بینمش

مانده ام بااینهمه تو
من چراتنـــــــها شدم....
دیدگاه ها (۱)

خود گنه کاریمُازدنیـا شکایت می کنیم ...غافل از خوددیگران راق...

میخوام اعتِراف کُنـم کم آوردم ..تویی کہ اسمتتَقدیره سَرنوِشت...

برایتان شبــے آرام....خوابـے شیرین....و رویاهایے زیبا و دست ...

فڪر می ڪردیم عاشقی هم بچگیستاما حیف این تازه اول یک زندگیستز...

میروی و نمیرود غم تو از دلحق بده جای گریه دیده خون بباردرسم ...

تودرون قلب من فرمان روایی دگر مثلت نیست غیر آغوش تو هرجا برو...

این آهنگ داره به زبون خودش میگه منم می‌خوام به زبون خودم بگم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط