{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من دو بیتی را به عشقت آب و جارو می کنم

من دو بیتی را به عشقت آب و جارو می کنم
فرش احساسم برایت سحر و جادو می کنم
آمدم زنجیر عشقت را ببافم مو به مو
گردن آویز تنت باشد ، حواست را بگو
بیت بیت این غزل بر قلب تو آویختم
رج به رج شعر و غزل بر زلف تو آویختم
آه می دانم که سردت می شود کو پنجره؟
دادخواهی می کنم در دادگاه حنجره

از دهانت حرف آمد ، پخش شد عطر گلاب
آن چنان بیخود شدم دستم زدم بر حوض آب
وای از روزی که ترکم می کنی ، شعرم شکست
رنگ کاغذ مثل گندم زرد شد ، بغضم شکست
دیدگاه ها (۲)

حیفا که لبت را به سخن باز نکردم پشت سر هم بوسه پس انداز نک...

کنارم که هستی زمان هم دستپاچه می شود...عقربه ها دو تا یکی می...

تو مرا آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرت..تو خیالت راحت!میروم ...

بنام حضرت دوست ...خوب بودن لطف اوست...سلام مهرورزان...صبحتان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط