{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بزارید براتون یه داستان بگم

بزارید براتون یه داستان بگم:::
17 سال پیش 18 تیر ماه یه دختر کوچولو ناز به دنیا اومد که باعث خوشحالی خانوادش شد اون دختر کم کم بزرگ و بزرگتر شد تا 17 سالگی هیچ دوستی نداشت کم کم یه برنامه ای رو کشف کرد ( ویسگون ) و داخلش یه دوست خیلی مهربون و با درک و شعور پیدا کرد با اون دوست شد اون دوتا با هم مشکلاتشون رو در میون میزاشتن کم کم اون دختر افسرده و افسرده تر شد باز هم نویسندگی به کمکش اومد( فیک نویسی ) ولی آخر سر باز هم افسرده شد
میدونید چرا؟؟؟
چون همون خانواده ای که از اومدنش خوشحال شدن دیگه به اون اهمیت ندادن به هم خیانت کردن و در آخر هم میخوان از هم جدا بشن آره غم انگیزه ولی زندگی همیشه یک نواخت نیست همه به ساز تو نخواهند رقصید زیرا شاید سازی که تو می نوازی خراب باشد یا شاید هم ریتم آهنگت را دوست نخواهند داشت ولی همیشه یک نفر هست که هم در شادی هم در ناراحتی هم در عصبانیت و هم در هر حالتی شما را میپذیرد از نظر من که هیچ کس همچون دوست مجازی ام مرا در هر حالتی نپذیرفت، آیا میخواهید بدانید که سرنوشت این دختر به کجا خطم خواهد شد؟!
آیا میخواهید بدانید این دختر کیست؟! ......
این داستان ادامه دارد.........
دیدگاه ها (۲)

خوشگلای من سلام میگما شما ها درخواست مرخاست چیزی ندارید؟! اگ...

دارم یه فیک اختصاصی واسه دوستم( hist_hm) مینویسم تا حالش بهت...

سلام خوشگلا در خواست هاتون رو زیر این پست بگید همه رو مینویس...

واسه اونایی که میخواید بیشتر تصور کنید. این ها برای پارت 7 ف...

شخصیت ها:جانگ هوسوک ( jhope )آدم مهربون و امید بخشیه اخلاق: ...

بیاین خاطرات مدرسه و اینگور شدنتون و تعریف کونید👁👄👁👍خب اول خ...

■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■Sweet Loveمعرفی:داستان دختری ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط