نجوای صبحگاهی
نجوای صبحگاهی
چهارده آبان
تسبیح اشک اشتیاق
بر صورت او
به وقتِ تقدسِ دستی
که بذر دوستی می نشاند
در دل خاک
و می چکاند
زلال قطره های آب
و می بخشاید
به رسم سخاوت
رویش های سبز
در دل خاک خوب
و می نشاند گل شادی
بر لبانشان
تا زنده بماند دلی
که می میرد
بی هوای عشق
مرا سوگند
به پیوند قلب هایی
که می تپند برای هم
و قسم به خدا
که مرده ام
اگر زنده نگردد دلی
در هوای من
و زنده می شود دلم
در هوای تو
چهارده آبان
تسبیح اشک اشتیاق
بر صورت او
به وقتِ تقدسِ دستی
که بذر دوستی می نشاند
در دل خاک
و می چکاند
زلال قطره های آب
و می بخشاید
به رسم سخاوت
رویش های سبز
در دل خاک خوب
و می نشاند گل شادی
بر لبانشان
تا زنده بماند دلی
که می میرد
بی هوای عشق
مرا سوگند
به پیوند قلب هایی
که می تپند برای هم
و قسم به خدا
که مرده ام
اگر زنده نگردد دلی
در هوای من
و زنده می شود دلم
در هوای تو
- ۲.۵k
- ۱۴ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط