{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بانو جنی

بانو جنی
ااا اینا ارت هارو نذاشته بودم
خوب درود
قراره داستان های نوا بهادر رو بگم
پارت اول
نوا توی ۱۲ سالگی با چیفویو اشنا میشه.
حالا چجور؟؟
یه روز نوا از مدرسه میخواست برگرده
۴ تا پسر گیرش میارن
میزنن بهش میگن روح مزخرف
چیفویو هم وقتی داشت میرفت خونه این‌ صحنه رو میبینه
چیفویو اونارو میزنه تا دور بشن
نوا ترسیده پاهاش میلرزید
بغض کرده بود و از چیفویو میترسید
چون فکر میکرد اونم میخواد کتکش بزنه
و یک دفع
اوری نایت تو ما دیریمز ام چیز
چیفویو نوا رو بقل میکنه
نوا گریش میگه عررررر
نوا:من نخواستم اینجور باشم ولم کنین
و اینجوری دوست میشن
و چیفویو به نوا یاد میده از خودش مراقبت کنه
ولی نوا دعوا نمیکنه و کسیو معمولا کتک نمیزنه تا ازش شکایت نشه
دیدگاه ها (۳)

درحال کشیدن کصشر جدید

درود چنل اموزش و بیس قالب زدمhttps://wisgoon.com/kokoiو یه ح...

اقا درود بر همگیاوسی توکیو ریونجرزنام:نُوافانیل:بهادرانسن:۱۵...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط