یه زمانی بیست و پنج سالهها آدم بزرگهایی بودن که تکلیف
یه زمانی بیست و پنج سالهها آدم بزرگهایی بودن که تکلیف زندگیشون معلوم شده بود و فقط داشتن به سمت مشخصی میتازوندن. اما من انگار تمام این سالها دویدم و زندگیم هزار کیلومتر عقبتر جا مونده. حالا هم دیگه فقط لنگون لنگون میرم جلو که شاید یه روزی بشه که برسم.
🍁
🍁
- ۶۸۷
- ۰۸ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط