{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب دلتنگی من جور میشد

شب دلتنگی من جور میشد

رها از خلسه ی انگور میشد

صــــدای پای تو خوشبختی ام بود

که از من داشت کم کم دور میشد
دیدگاه ها (۱)

دگر تنها نیستم .... مدتی است با تو در خودم... زندگی میک...

مݧ چوب سادگیموخوردماما،توچوب اوݧ بالایے رومیخورےڪہ میگݧ صدان...

کاش می دانستی تکرار "تو" برایمچقدر زندگی بخش استدرست مانند ...

پیــــــر شدنـــــٺاز اۅنجایــے شرۅع میشـــہ ڪہٺۅ خۅنہ مــــ...

بی‌گُمان‌،لَحظِه‌‌ی‌ِخَلق‌ُتُو‌،خُدا«عــــٰـاشِق‌»بود،«صــــ...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

سلام، ستاره‌ی آسمانم...هفت ماه گذشته و هنوزشب، بوی نبودنت را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط