سناریو درخواستی

#سناریو #درخواستیـــ
وقتی عضو هشتمیو تو یه اتاق باهمین و وقتی دارین دوش میگرین بی اطلاع میان تو حموم
نامجون: * با دیدن بدن لخ*تت سریع چشاشو میگیره*وای وای ببخشید
ا/ت:یاااا...در بزن خوووو
نامجون:شرمنده شرمنده

جین:هه...به پای بدن هندسامه من نمیرسه
ا/ت:یاااا...درو ببند..من دخترم تو پسر بدنامون فرق داره
جین:حالا هرچی...فعلا(بچم خیلی ریلکسه😅)

یونگی:*با دیدن صحنه چشاش گرد میشه *فک کنم تخت خواب اونوره..انقدر خوابم میاد اشتباه اومدم
ا/ت:....
یونگی:خدانگه دار...جیینننن هیونگگگ نارنگیه قبل خوابه من کوو

هوسوک:ای وای ...شرمنده ..ولی خوب چیزیو توی اون لباسا مخفی کرده بودیا(هوپی جان ..از تو بعید بود)
ا/ت:*جیغ*برووو بیرووون
هوسوک:باشه باشه

جیمین:*با یه پوزخند نگات میکنه*
ا/ت:یااا ...گوجووو(گومشو)
جیمین:*بدون هیچ حرفی میره بیرون ...بچم نقشه ها داره😅*

وی:*پوزخند**زیر لب*به لخره که این بدن مال من میشه
ا/ت:چیزی گفتی؟
وی:نچ
ا/ت:برووو بیروننن

کوک:*میاد تو و درو از تو قفل میکنه*نظرت چیه یکم باهم خوش بگذرونیم...
ا/ت:....

اولین سناریوم بود امید وارم خوب شده باشه😅
دیدگاه ها (۹)

بچه ها فیک جانشین سرنوشت سازو ادامه بدم؟

مافیای سرد من (pt 17)یونگی راننده گی میکرد...☆یونگیا...ممنون...

بچه فک کنم از فیک مافیای سرد من خوشتون نیومده 😔... پارت جدید...

چه قدر زود دلم میخواد تلاش کنم که 50 تایی شیم زود😜😊

part 18نیلا.. اسمت چیه&م .... من...ن.. نامرامنیلا.. تو برو و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط