از کدوم پرتگاه پرت شدی که روحت شکسته و بدنت سرپاس

- از کدوم پرتگاه پرت شدی که روحت شکسته و بدنت سرپاس؟

#دلنویس
#برای_ستاره



اون شب می‌خواستم تو ماشین بهت بگم
می‌خواستم بگم رفتنی كه توش آدم همه‌اش به فكر برگشتن باشه كه رفتن نيست، فقط تعريف فاصله است.
می‌خواستم بگم كدوم دو نفره‌هايی رو تو دنيا می‌شناسی که بعد از رفتن حال‌شون خوب شده و فراموشی گرفتن؟
می‌خواستم بگم چرا آدم‌ها فكر می‌كنن كه فراموش كردن شبيه به آب خوردن تو يه روز تابستونی؟
می‌خواستم بگم حالا که تصمیمت به رفتنه، حداقل دست‌هام رو با خودت ببر
و يا دستات رو اينجا بذار، اونا كه گناهی نكردن، اونا که نباید به آتیش ما بسوزن...
اما نشد...
نشد اون شب بهت بگم
حرف‌هام نگفته موند؛
و ميدونی تو دنيای ما آدم‌ها هيچ چيزی نمی‌تونه سنگين‌تر از حرف‌های نگفته باشه...

#همانقدر_که_نمی‌دانی
#گمشده_درشهر_خیال
#حرفهای_ناگفته


#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دیدگاه ها (۰)

داشتنت کوتاه بود،همچون درختی که تا دست زدم،گنجشک‌هایش پریدند...

زنده ام!نه از جانی که مانده… از استخوانهای لجبازی که روی هم ...

به من نشون بده کجای روحت غم عمیق تری داره تا اونجارو بیشتر د...

ناامیدی فقط یک پیراهن دارد:سیاه؛امید اما هزار و یک پیراهن دا...

هيچكس اندازه كسى كه تركت كردهتورو تماشا نميكنهچون ميخواد مطم...

آدما میان ‌و میرن و باعث می‌شن یه سری آهنگ‌هارو هروقت که گوش...

در سرزمین ما ابتدا زن‌ها بیدار می شوند، بعد آفتاب طلوع می‌کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط