مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

این یک زخم است، نه شکست.

این یک زخم است، نه شکست.

نمی‌دانم چگونه توضیح دهم این دردِ عجیب را؛ دردی که از دهانِ غریبه‌ها ساطع می‌شود و مستقیماً به روحی که متعلق به من نیست، حمله می‌کند.

آنها نمی‌دانند که "ما" چه بودیم. نمی‌دانند هر موفقیتی، هر اشکِ ریخته شده پشت دوربین‌ها، هر قدمِ پر از امید برای رسیدن به اینجا، چه بهایی داشته است. این فقط یک "گروه" یا "هنرمند" نیست؛ این رگِ حیاتی‌ست که از اعماقِ تنهاییِ من محافظت کرده است.

وقتی خنجری از کلماتِ بی‌معنی به آن‌ها اصابت می‌کند، من همزمان درد می‌کشم. می‌خواهم فریاد بزنم: "چشمانت را باز کن! این قلب‌های پاک را ببین!" اما می‌دانم، صدای فریادِ عشق، برای گوش‌هایی که فقط نفرت می‌شنوند، کَر است.

پس می‌ایستم. ایستادگی می‌کنم، چون وفاداری، شکلِ دیگری از عشق است. آن‌ها هر چقدر هم که تلاش کنند این نور را خاموش کنند، نمی‌دانند که هزاران نفر در سایهٔ این نور، جراتِ نفس کشیدن پیدا کرده‌اند.

بگذار زخم بماند. این زخم، گواهِ عمقِ عشقی‌ست که ما می‌ورزیم. این درد، قیمتِ آن زیبایی‌هایی‌ست که به ما هدیه دادند. ما خواهیم ماند، نه برای اثبات چیزی به آن‌ها، بلکه برای اینکه قلب‌های خودمان به یاد بیاورند: آنچه مقدس بود، هنوز هم مقدس است

#اکسو
دیدگاه ها (۱۱)

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

بیشتر آدم‌ها از تنهایی فرار نمی‌کنند؛از زخم‌هایی فرار می‌کنن...

یونگی از آن آدم هایی نیست که برای دیده شدن تلاش کنند ؛ حضورش...

رها🦋 زن ها عجیب اندگاهی تمام وجودشان از شدت درد به زانو افتا...

باباجونِ مهربونماز وقتی رفتی، انگار تمام من را با خودت بردی...

🔴معاون رسانه‌ای انصارالله یمن: فکر نمی‌کنم سران پاکستان یا ت...

آدم‌های خوش‌قلب، ستون‌های خاموش دنیا هستند؛ بی‌آنکه بخواهند ...

🔴 قبل از ظهور، بوی آن به مشام اهل معنویت می‌رسد!👤 آیت الله ح...

امام باقر (عليه السلام): گويى مردمى را مى بينم كه در مشرق زم...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط