شهادت آیتالله سید علی خامنهای، رهبر عزیزمان که دیروز رو
شهادت آیتالله سید علی خامنهای، رهبر عزیزمان که دیروز روز وداع با پیکر مطهر ایشان در مصلای تهران بود قطعاً نقطه عطفی در تاریخ افکار عمومی ایرانیان خواهد بود. این ضایعه بزرگ و جانگداز را به پیشگاه حضرت ولیعصر (عج)، ملت شریف و بزرگ ایران و تمامی مستضعفان و آزادگان جهان تسلیت عرض مینمایم. بی تردید مسیر ایستادگی، عزت و اندیشه ایشان در حفظ اقتدار میهن، همواره چراغ راه آینده این مرز و بوم خواهد ماند.
شهادت رهبر فرزانه انقلاب را نمیتوان تنها از منظر فقدان یک شخصیت سیاسی یا مذهبی روایت کرد. آنچه امروز در برابر تاریخ قرار دارد، ارزیابی میراثی است که در چهار دهه گذشته بر امنیت، جایگاه منطقهای و اعتماد به نفس ملی ایران بر جای گذاشت.
شاید مهمترین وجه این میراث، پایان دادن به یک دغدغه تاریخی باشد؛ دغدغهای که از آغاز سده نوزدهم میلادی و با شکستهای ایران در جنگهای قفقاز، همواره بر ذهن دولتهای ایرانی سایه افکنده بود: چگونه میتوان از تمامیت ارضی و استقلال کشور در برابر قدرتهای بزرگ پاسداری کرد؟
در بیش از دو قرن گذشته، دولتهای مختلف ایران، با گرایشها و رویکردهای متفاوت، هر یک به شیوهای به دنبال پاسخ به این پرسش بودند. گاه راه حل را در سازش با قدرت های خارجی جستوجو کردند، گاه در نوسازی ارتش و قدرت نظامی و زمانی در ائتلاف های بینالمللی اما تجربه تاریخی نشان داد که هیچ یک نتوانست نگرانی دیرینه ایرانیان از تکرار تجاوز و تحمیل اراده بیگانگان را به طور کامل از میان بردارد.
آنچه در دوران رهبری آیتالله شهید سید علی خامنهای شکل گرفت، تلاشی برای ایجاد الگویی متفاوت از تامین امنیت ملی بود؛ الگویی که بر پیوند میان توان دفاعی، انسجام اجتماعی، دیپلماسی فعال و باور به ظرفیتهای داخلی استوار شد. رهبر شهید با تأکید بر عزت، حکمت و مصلحت، به عنوان سه ضلع جدایی ناپذیر سیاست خارجی جمهوری اسلامی، مذاکره و دیپلماسی را بر پایه اقتدار ملی و حفظ عزت کشور از مسیر حکمت و مصلحت بنا کردند. این نگرش، طی سالهای گذشته، چارچوب اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را شکل داد تا میان مقاومت، تعامل و حفظ منافع ملی توازن برقرار کند.
در کنار این رویکرد، شیوه تصمیم گیری ایشان نیز نقشی تعیین کننده داشت. کسانی که در جلسات ایشان حضور داشتند، از یک ویژگی مشترک سخن گفتهاند: شنیدن دیدگاه های متفاوت، پرهیز از تصمیمگیری شتابزده و توجه به جمعبندی های کارشناسی. کمتر پیش میآمد که نتیجه یک نشست، تنها تکرار دیدگاه اولیه باشد بلکه محصول سنجش روایتها و تحلیل های مختلف بود. همین ویژگی، امکان پیوند میان حوزه های گوناگون قدرت ملی را از دفاع و امنیت تا اقتصاد و دیپلماسی، فراهم میکرد.
اگر بخواهیم میراث این دوره را در یک گزاره خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت که ایران، پس از دو قرن تجربه تلخ ناامنی و آسیب پذیری، به مرحلهای رسید که هزینه هرگونه تجاوز علیه خود را برای دشمنان به شکلی بیسابقه افزایش داد. این تحول تغییری در ذهنیت تاریخی ایرانیان نسبت به امنیت ملی به شمار میرود که در گزاره معروف ایشان «دوران بزن در رو تمام شده است» متبلور است. این تغییر پس از دو سده، احساس خودباوری و اعتماد به توان داخلی را برای ایران و ایرانی به ارمغان آورد.
یاد رهبر شهید با شناخت دقیق و استمرار همان اندیشهای ماندگار خواهد شد که امنیت، عزت و استقلال ایران را حاصل اتکای همزمان به مردم، خرد، ایمان و همه مؤلفه های قدرت ملی میدانست. این میراث، فارغ از فراز و فرودهای سیاسی، برگی زرین از تجربه تاریخی معاصر ایران خواهد ماند و در داوری آیندگان جایگاهی ویژه خواهد داشت.
والسلام علیکم و رحمةالله
محمدجواد ظریف
شهادت رهبر فرزانه انقلاب را نمیتوان تنها از منظر فقدان یک شخصیت سیاسی یا مذهبی روایت کرد. آنچه امروز در برابر تاریخ قرار دارد، ارزیابی میراثی است که در چهار دهه گذشته بر امنیت، جایگاه منطقهای و اعتماد به نفس ملی ایران بر جای گذاشت.
شاید مهمترین وجه این میراث، پایان دادن به یک دغدغه تاریخی باشد؛ دغدغهای که از آغاز سده نوزدهم میلادی و با شکستهای ایران در جنگهای قفقاز، همواره بر ذهن دولتهای ایرانی سایه افکنده بود: چگونه میتوان از تمامیت ارضی و استقلال کشور در برابر قدرتهای بزرگ پاسداری کرد؟
در بیش از دو قرن گذشته، دولتهای مختلف ایران، با گرایشها و رویکردهای متفاوت، هر یک به شیوهای به دنبال پاسخ به این پرسش بودند. گاه راه حل را در سازش با قدرت های خارجی جستوجو کردند، گاه در نوسازی ارتش و قدرت نظامی و زمانی در ائتلاف های بینالمللی اما تجربه تاریخی نشان داد که هیچ یک نتوانست نگرانی دیرینه ایرانیان از تکرار تجاوز و تحمیل اراده بیگانگان را به طور کامل از میان بردارد.
آنچه در دوران رهبری آیتالله شهید سید علی خامنهای شکل گرفت، تلاشی برای ایجاد الگویی متفاوت از تامین امنیت ملی بود؛ الگویی که بر پیوند میان توان دفاعی، انسجام اجتماعی، دیپلماسی فعال و باور به ظرفیتهای داخلی استوار شد. رهبر شهید با تأکید بر عزت، حکمت و مصلحت، به عنوان سه ضلع جدایی ناپذیر سیاست خارجی جمهوری اسلامی، مذاکره و دیپلماسی را بر پایه اقتدار ملی و حفظ عزت کشور از مسیر حکمت و مصلحت بنا کردند. این نگرش، طی سالهای گذشته، چارچوب اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را شکل داد تا میان مقاومت، تعامل و حفظ منافع ملی توازن برقرار کند.
در کنار این رویکرد، شیوه تصمیم گیری ایشان نیز نقشی تعیین کننده داشت. کسانی که در جلسات ایشان حضور داشتند، از یک ویژگی مشترک سخن گفتهاند: شنیدن دیدگاه های متفاوت، پرهیز از تصمیمگیری شتابزده و توجه به جمعبندی های کارشناسی. کمتر پیش میآمد که نتیجه یک نشست، تنها تکرار دیدگاه اولیه باشد بلکه محصول سنجش روایتها و تحلیل های مختلف بود. همین ویژگی، امکان پیوند میان حوزه های گوناگون قدرت ملی را از دفاع و امنیت تا اقتصاد و دیپلماسی، فراهم میکرد.
اگر بخواهیم میراث این دوره را در یک گزاره خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت که ایران، پس از دو قرن تجربه تلخ ناامنی و آسیب پذیری، به مرحلهای رسید که هزینه هرگونه تجاوز علیه خود را برای دشمنان به شکلی بیسابقه افزایش داد. این تحول تغییری در ذهنیت تاریخی ایرانیان نسبت به امنیت ملی به شمار میرود که در گزاره معروف ایشان «دوران بزن در رو تمام شده است» متبلور است. این تغییر پس از دو سده، احساس خودباوری و اعتماد به توان داخلی را برای ایران و ایرانی به ارمغان آورد.
یاد رهبر شهید با شناخت دقیق و استمرار همان اندیشهای ماندگار خواهد شد که امنیت، عزت و استقلال ایران را حاصل اتکای همزمان به مردم، خرد، ایمان و همه مؤلفه های قدرت ملی میدانست. این میراث، فارغ از فراز و فرودهای سیاسی، برگی زرین از تجربه تاریخی معاصر ایران خواهد ماند و در داوری آیندگان جایگاهی ویژه خواهد داشت.
والسلام علیکم و رحمةالله
محمدجواد ظریف
- ۱۶۸
- ۱۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط