{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی نامجون وقتی بارداری

چند پارتی نامجون وقتی بارداری
P1
ویو نامجون:
چه قدر خوشحالم که ا.ت خوشگلم بارداره و من خیلی عاشقشم
~ا.ت عشقم امشب مهمونی بگیرم
+بیبی صبر کن چرا میخوای مهمونی بگیری؟
~برای بچه ام دیگه عشقم
+(خنده) عاشقتم نامی
~منم همینطور پرنسس
ویو ا.ت:
روی تخت خوابیده بودم و کمی خسته بودم خوب من هم مامانم دیگه باید خسته باشم یک دفعه کوالا کوچولو دوست داشتنی من اومد تو اتاق
+سلام کوالا کوچولو من چرا اومدی اینجا
~اومدم اینجا چون میخوام پیش بچم باشم(شکم ا.ت رو بغل کرد)
+پس من چی نامی(اخم ساختگی)
~بذار با بچه باشم دیگه هیسسس
+باشه(گریه)
~وای وای ببخشید عشقم من غلط کردم(دور از جونت پسرم)بیا بغلم
+باشه
ویو نامجون:
وای خدا لوسه چه قدر این عشق من
آروم شکمش رو نوازش کردم و بوسیدم هنوز بالا نیومده بود خیلی نمیدونم ولی حس میکنم اون بچه بهترین انتخابم است و ا.ت واقعا زن خوبی برام هست
~راستی فردا شب مهمونی میای یا میمونی؟
+به نظرت من با این وضعیتم کجا بیام؟
~خو پس خودم تنها برم
+میخوای زن باردار رو تنها بزاری؟
~نمیرم
+نه برو برو مهمونی
+منم میام نمی‌زارم تنها بری
~باشع عشقم


.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پارت بعد پس فردا شب
ببخشید اگه بد شد 🥲
دیدگاه ها (۱)

هشتاد وایییییییی شدنمون مبارکککککککککک

سلام کیوتا ببخشید چند روزی فعالیت نکردم ولی امروز دیگه فعالی...

ویو نامجون اولش که ا/ت تعجب کرد بود وبعد بغض کرد بود بعد گفت...

حساسیت من پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط