{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز کنار خیابون دست تکون دادم برای یه تاکسیه ۵۰ متر جلو

دیروز کنار خیابون دست تکون دادم برای یه تاکسیه ۵۰ متر جلوتر نگه داشت.
بعد از یه دقیقه اومد پایین گفت من برای شما نگه داشتم ها!
گفتم داداش اونجایی که شما می خوای منو سوار کنی من می خوام پیاده شم،
قربون سیبیلای مخملیت!
دیدگاه ها (۱)

یه بار به یه دخـتره گفتم: “میگـیرم میزنـمت هاااا”با کـمال نا...

shabe hamegi bekheyr doustaye mehrabounam♥♡

ﻣﯿﺨــــﻮﺍﻡ ﯾﻪ ﺟﻤﻠــــﻪ ﺑﮕﻢ ﻣﺴــــﯿﺮ ﺯﻧﺪﮔـــﯿﺖ ﻋﻮَﺽﺷﻪ ….........

پسره ﺗﻮ ﻓﯿﺲ ﺑﻮﮎ ﭘﺴﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ :ﺑﭽﻪ ﻫﺎ معنی I don't knowﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ؟...

پارت ۱۳بعد از اینکه از کافه بیرون اومدیم، تهیونگ گفت:ـ حالا ...

Forced marriagePart20همین که وارد شرکت شدم جین از پشت میزش س...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط