مردی روز زن بدون کادو به خانه رفت زن هم که مشتاقانه منتظر
مردی روز زن بدون کادو به خانه رفت زن هم که مشتاقانه منتظره کادو بود وقتی دستهای خالی شوهرش را دید لبخندی زد ورفت برای شوهر چایی ریخت ودارویی هم داخل چای ریخت وبه مرده بیچاره داد پس ازخوردن چای مردحالش بدشد واسهال گرفت واز دستشویی نمیتونست بیرون بیاد زن خوشحال از اینکه با اینکار انتقامه بزرگی ازهمسرش گرفته لبخند زنان پشت در دستشویی رفت وگفت عزیزم چی شده دکترلازم نداری مرد گفت نه گوشی تلفنم را لازم دارم زن گفت تواین وضعیت گوشی میخوای چیکار مرد گفت به مناسبت روززن برات تو رستورانی که عاشقشی جا رزرو کرده بودم وسفارش داده بودم برات اونجا کادو بیارند حالا بااین وضع نمیتونم ببرمت میخوام زنگ بزنم کنسلش کنم کلید اسرار این قسمت قضاوت عجولانه
- ۷۵۰
- ۲۱ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط