سعید دربان متوکل مامور شده بود که شبانه خانهاتان را غار

سعید دربان متوکل، مامور شده بود که شبانه خانه‌اتان را غارت کند. به خانه‌اتان که رسید، نردبان گذاشت..
روی بام خانه رفت، توی تاریکی دنبال جای پا می‌گشت که از بام پایین بیاید..
کسی به اسم صدایش زد!
صدای مهربان شما بود
گفتید:
سعید! تاریک است..
صبر کن برایت چراغ بیاورم..


برای ماهم چراغ بیاورید
تاریک است راه..


#امام_هادی 💔
دیدگاه ها (۰)

ای کعبه‌ی دل کوی تو، یا حضرتِ هادی (ع)ای قبله‌ی جان روی تو، ...

با دیدن اشک ها و صورت مبهوت دو طفل معصوم این پلیس عزیز جگر آ...

از کسی که بر او خشم گرفته ای، صفا و صمیمیت مخواه!و از کسی که...

#تفاوت دو نسل! :)نابودی ارزش ها به بهانه روشنفکری...

چپتر ۹ _ آرکانیوم و جنونماه ها گذشت...و سکوت خانه کوچک لیندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط