{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ عاشق ترین لیلا

‍ عاشق ترین لیلا

به جایت با خیال تو شدم دعوت به مهمانی
کنارت گفتم و خندیدم و گرم غزلخوانی

تو آن رویای زیبایی که دور از چشم من هرشب
دلم پر می‌کشد تا خانه‌ات  اما... نمی‌دانی

شدم ویرانه در پایت ولی کاشانه ات آباد
که این دیوانه‌ات راضی‌ست با عشقت به ویرانی

شدم عاشق‌ترین لیلا که در تبعید آغوشت
به عریانیِ لبهایم لباس بوسه بنشانی

نمی‌دانم چرا بستم دخیلم را به چشمانت؟
چرا با دست خود کردم دلم را وقف حیرانی؟

نمی‌دانم ولی می‌خواهمت بی هیچ برهانی
همین! می‌خواهمت با اینکه میدانم نمی‌مانی
دیدگاه ها (۳)

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

عاشقانه

تبعیدتو دل دل می کنی اما دلم را دست تو دادمولی ای کاش جای دل...

عزیزم دوستت دارم، ولی با ترس و پنهانیکه پنهان کردن یک عشق، ی...

عزیزم دوستت دارم، ولی با ترس و پنهانیکه پنهان کردن یک عشق، ی...

عزیزم دوستت دارم، ولی با ترس و پنهانیکه پنهان کردن یک عشق، ی...

عزیزم دوستت دارم، ولی با ترس و پنهانیکه پنهان کردن یک عشق، ی...

عزیزم دوستت دارم، ولی با ترس و پنهانیکه پنهان کردن یک عشق، ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط