دیر كردی؛
دیر كردی؛
از لالایی كودكی تا خیرگی این آفتاب
انتظار تو را داشتم
در شب سبز شبكهها صدایت زدم
در سِحر رودخانه
در آفتاب مرمرها
و در این عطش تاریكی صدایت میزنم؛
این دشت آفتابی را شب كن
تا من راه گمشده را پیدا كنم و
در جاپای خودم خاموش شوم ...
سهراب سپهری
از لالایی كودكی تا خیرگی این آفتاب
انتظار تو را داشتم
در شب سبز شبكهها صدایت زدم
در سِحر رودخانه
در آفتاب مرمرها
و در این عطش تاریكی صدایت میزنم؛
این دشت آفتابی را شب كن
تا من راه گمشده را پیدا كنم و
در جاپای خودم خاموش شوم ...
سهراب سپهری
- ۱.۰k
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط