{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درنوبت حج منتظر وصل خداییم

درنوبت حج منتظر وصل خداییم
در بندهوائیم واز وصل جداییم

رفتیم به دیار عرب از بهر شفاعت
توهین شنیدیم ، در رنج و ضلالت

هرلحظه وهر بار به هر سوی دویدیم
رفتیم که ببینیم ، ندیدیم ، نرسیدیم

یک خانه ی سنگی سیاه بود در آنجا
ازعشق و خدا خالی و ما پر ز تمنا

بت را بشکستند ، جهل بی ثمر را
آن پرستش ساخته ی دست بشر را

در دایره وصل ای حاجی کجاییم
ما قطره ای از روشنی بحر سماییم

در باطن ما صورت فریاد خدائی
از خانه برون رفته بدنبال صدایی….؟

صد بار به غوغا به آن خانه برفتیم
یک بار ازسرعشق به دل گوش نماییم

آن خانه خلایق، یک سنگ نشان است
یک سوی اشاره بسمت خودمان است

حاجی بخدا کعبه عشق او همینجاست
آری همینجا ، دردل ِ خلیفةالله است
#شهزاد
دیدگاه ها (۴)

می سوزم و می سوزمابری است شب و روزمبارانی نمی باردبر داغ جگر...

بی تابم و بی تابمدریاچه ی بی آبمموج عطش از حسرتبیدارم و در خ...

نبض این عشقپر از حادثه ی تنهائی استقصه ی غُصه ی درد ِ من سکو...

تو می خواستی و من چیدم عطش داشتی و من دیدم و آن سیب بر زمین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط