{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+پاتریک: باب اِسفَنجی🙄

+پاتریک: باب اِسفَنجی🙄

-باب اسفنجی: بَله پاتریک🤓

+پاتریک: چرا یک شَنبه به دو شَنبه اینقدر نَزدیکِه و ما نمیتونیم کاری بُکنیم وَلی دوشَنبه تا یک شَنبه خیلی دوره وَ مَن از بیکاری حوصلم سَر میره😒
دیدگاه ها (۱)

بعضیا یجوری نمی‌فهمند آدم شک می‌کنه نکنه دوربین مخفی باشه...

باب: بِریم سراغ اُختاپوس وَ بَعدِش بِریم شِکار عَروس دَریایی...

تَنهــــام چـــُون حُوصــِـله یهِ رابِطِـــه بَـچـــگونـــه ...

↞تو ﺑﺎ ﭘﻮﻻﺕ ﺭُﮊ ﻭ ﺭﯾﻤِﻞ ﻣﯿﺨَﺮﯼ✘☜ ﻣﻦ با بیشترش لواشَک ﻭ الوچه...

╭─── ⋆。°✩°。⋆ ───╮ ♡ پاتریک راست میگه... ♡☆゜・。。・゜゜・。。・゜★₊˚⊹♡ ...

کپشن مهممم👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼خب بچه همونطور که میدونیم مدرسه ها شرو...

سایورا مرد...سایورا آف...سایورا میخواد بره مدرسه عروسی_اهم.....

داستان جدید

{خوانواده بی ارامش }پارت:۷انیا :بابایییی کمرم درد میکنه(خیلی...

وسط دعوا گفت: «هر کاری می‌خوای بکن.»ولی من دقیقاً همین رو نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط