{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

******داستان********

******داستان********
مردی با زن مورد علاقه اش ازدواج کرد هنوز چندی نگذشته بود که زن به بیماری ابله دچار شد و تمام زیبایش از بین رفت
چندی بعد هم مرد چشم درد سختی گرفت و نابینا شد
50سال مرد نابینا و زن ابله رو با یکدیگر زندگی کردند تا عاقبت زن از دنیا رفت.
از فردای انروز مر نابینا عصایش را کنار گذاشت و مانند مردم عادی و بینا رفتارکرد .
مردم و اطرافیان علت این کارش را پرسیدند که چزا 50سال خود را به کوری زدی:گفت رسم عشق و عاشقی نباشد که محبوبت را تنها برای روی خوشش بخواهی .من مروت ندیدم که او ظاهرش رنجیده گردد به همین سبب خود را به کوری زدم تا او راحت باشد .
خوب دست عاشق های واقعی بالا
اخ چه کم .ماشین اخرین مدل,بابای پولدار طرف,گوشی ان چنانی,هدیه های چشم کور کن ,طلا و جواهرات,وای تیپ برات پیتی دم اینا گرم
کو عشق و عاشقی
این حرفا مال قدیماست
دیدگاه ها (۳)

به پسرم میگم :دروغ نگو بابایی دروغ کار بدیه ,دروغ گو دشمن خ...

با پسرم رفتیم امروز خرید .جا واسه پارک نبود ,تو جای پارک مطل...

خانمه با لاستیک ماشینش از روی پام رد شد از درد بخودم میپیچید...

رفتم با عابر بانک کارت به کارت کنم ,نتونستم .پشت سریم گفت:اق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط