دلم
دلــم
براے یک نفر تنگ است
خیلـے وقت است
نــہ مـے دانم چہ میکند
نــہ مـے دانم اکنون
جاست
حتـے
خبرے
از غــم و شــادے اش هم ندارم
لبخنـدش را ندیده ام
گریـه اش را ندیده ام
دستــانش را نگرفتہ ام
عطـر تنش را نمـے دانم
فقــط مـے دانــم
نیست و بایـد باشـد
براے یک نفر تنگ است
خیلـے وقت است
نــہ مـے دانم چہ میکند
نــہ مـے دانم اکنون
جاست
حتـے
خبرے
از غــم و شــادے اش هم ندارم
لبخنـدش را ندیده ام
گریـه اش را ندیده ام
دستــانش را نگرفتہ ام
عطـر تنش را نمـے دانم
فقــط مـے دانــم
نیست و بایـد باشـد
- ۱۷۳
- ۲۵ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط