گفتمحالیتهرفتهخندید
[°گفتم:حالیتـه؟!رفتهخندید
گفت:حالیمـه!ولے برمیگرده!
گفتم:چرا رفت اگه قرار بود برگرده؟!
خندیدگفت:دِ همین دیگھ!
تا دید خـرشم،دلم میره براش،جونمم میدم به پاش،فڪر ڪرد خبریه!
با خودش گفت بذار برم یھ دور دیگه م بزنم،شاید خــرترشو پیدا ڪردم!ولے نه.. !
به خودِ خدا ڪھ دلِ هیشکی نمیره براش اونجورے که دلِ بی صاحـاب من رفته بود!هیشکی تـب نمیڪنه از حسرتِ لبخنداش مثلِ چشماے همیشه غمـزده ے من! هیشکی نمیپرسته حتی عیب و ایراداشو مثل منِ لامذهـبِ بی دیـن و ایمون!
رفته ولے برمیگردھ!
خوب ڪه دوراشو زد و دوزاریش که افتاد نیست در جهانِ از من خـرترش،بر میگرده اما نگاهم نمیڪرد.
گفتم:اما چی؟!خندید،با بغـض خندید!
گفت:اما اون موقع دیگه خبری نیست از این منِ خـرِ دیوونه ش!اون موقع منم عاقل شدم دیگه!اون موقع منم رفتم دور دور!
دست ڪشید به چشماے بی اشکش
خندیدگفت:برمیگردھ ها...
ولی وقتی ڪه دیگه دیره،خیلی دیر:) 🍃💕"°]
-طاهرهاباذریهریس
گفت:حالیمـه!ولے برمیگرده!
گفتم:چرا رفت اگه قرار بود برگرده؟!
خندیدگفت:دِ همین دیگھ!
تا دید خـرشم،دلم میره براش،جونمم میدم به پاش،فڪر ڪرد خبریه!
با خودش گفت بذار برم یھ دور دیگه م بزنم،شاید خــرترشو پیدا ڪردم!ولے نه.. !
به خودِ خدا ڪھ دلِ هیشکی نمیره براش اونجورے که دلِ بی صاحـاب من رفته بود!هیشکی تـب نمیڪنه از حسرتِ لبخنداش مثلِ چشماے همیشه غمـزده ے من! هیشکی نمیپرسته حتی عیب و ایراداشو مثل منِ لامذهـبِ بی دیـن و ایمون!
رفته ولے برمیگردھ!
خوب ڪه دوراشو زد و دوزاریش که افتاد نیست در جهانِ از من خـرترش،بر میگرده اما نگاهم نمیڪرد.
گفتم:اما چی؟!خندید،با بغـض خندید!
گفت:اما اون موقع دیگه خبری نیست از این منِ خـرِ دیوونه ش!اون موقع منم عاقل شدم دیگه!اون موقع منم رفتم دور دور!
دست ڪشید به چشماے بی اشکش
خندیدگفت:برمیگردھ ها...
ولی وقتی ڪه دیگه دیره،خیلی دیر:) 🍃💕"°]
-طاهرهاباذریهریس
- ۷.۷k
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط