{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شوق دیدارت مرا دیوانه کرد

شوق دیدارت مرا دیوانه کرد
شبنمی در کنج چشمم خانه کرد

اشک شوقم وقت دیدارت عزیز
شد روان رقصی به رخ جانانه کرد

با نبودت من ندارم روز و شب
درد دوری همدمم میخانه کرد

آمدی گشتم سرا پا مست مست
چون وجودت حال من مستانه کرد

من که بودم پیله ای در خود اسیر
آمدی عشقت مرا پروانه کرد...
دیدگاه ها (۳)

...شوق دیدارت مرا بی تاب کرده نازنین چشم بیمار مرا بی ...

...تو آن ابر بهارانی و من چون شعر بارانیپریشان کرده‌‌ای ما ر...

غلامعلی رعدی آذرخشی شاعر تبریزی

توران صمدانی

نماز عشق به پا می کنم به نام حسین به نای سینه نوا می کنم به ...

معصومعلی مسکینی

بهزاد بهلولی

آیت‌اله سلطانیان شاعر ایلامی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط