{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واژه ها

واژه ها
در نگاه امن تو شعر می شوند
صبح شد بانو
صبح شد
نگاهت را به آفتاب گِره بزن...
ببین که زندگی چگونه در نگاهت میبارد
پنجره را برای تو باز کرده ام
گیسو به باد بسپار...
ببین که این زندگی چگونه در آغوش تو نفس می کشد
حسی در تو پهان است که بوی بهار می دهد
حضور تو آفتابیست که
میباردُ
میباردُ
میبارد
تو
عشقت
نمِ باران دارد...
دیدگاه ها (۴)

عاشقی کن! که هنر نیست به تن بالیدناز هر آغوش به آغوش دگر...

شکوفه های دیروز به به هــــای امروز

خخخخ

تعبیر قشنگیه ؛خداوند همه چیز را جفت آفرید جز دماغ و دهن و ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط