{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نالم و شب تا سحر، هیچکسم یار نیست

نالم و شب تا سحر، هیچکسم یار نیست
خسته ی درد تو را رنج پرستار نیست

خون شد و از دیده ام ریخت ز جورت ولی
حیف که دیگر تو را با دل من کار نیست

هریک از این همرهان رهبر یکدیگرند
قافله ی عشق را قافله سالار نیست

ساخته ام بهر او از دل خود خانه ای
لیک چه سود اینکه یار خانه نگهدار نیست


#مجمر اصفهانی
شب خوش
#fatemeh
دیدگاه ها (۷)

شب جمعه است... هوایت نکنم می میرمشب جمعه، شب زیارتی ارباب بی...

دست ما نیست به چشم تو گرفتار شدیمهمه اش کار خودت بود خریدار ...

با دل دیوانه ی من یار باشی محشراستمن بیایم خانه ات بیدار باش...

با دل دیوانه ی من یار باشی محشراستمن بیایم خانه ات بیدار باش...

NHRبا دل دیوانه ی من یار باشی محشراستمن بیایم خانه ات بیدار ...

با دل دیوانه ی من یار باشی محشراستمن بیایم خانه ات بیدار باش...

همه شب منتظرِ وعده ی فردا ماندی پشت هر پنجره مشغولِ تماشا ما...

برو ایدوست ، برو !برو ایدختر پالان محبت بر دوش !دیده بر دیده...

ای دور ترین دور ترین دورترین یارباید بنویسم غزلی از غم بسیار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط