{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالا می فهمم چرا قصه ها

حالا می فهمم چرا قصه ها
با یکی بود و یکی نبود
آغاز می شوند
چون وقتی
یکی مثل #تُ باشد ...
یکی مثل من نابود می شود !!!


#کوروش_نامی
دیدگاه ها (۱)

برف همان دوستت دارم‌های باران استکه روی دستان سرد ابرهاباد ک...

هم #تُ آمدیهم برف ...امروز شهر سفید بخت است#امید_صباغ_نو

حالا می فهمم چرا یونگی نمی تونه تو چشماش نگاه کنه ...

قیافه من وقتی می فهمم این دوتا باهمن (๑•̀д•́๑)

حالا می فهمم چقدررر دلم واسه شنیدن صدای دیلیرینگ ویسگون تنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط