{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایستاد کنار پنجره و سیگار میکشید...

ایستاد کنار پنجره و سیگار میکشید...
خسته بود.
آنقدر خسته که یادش رفت سیگارش را پرت کند پایین نه خودش را💔
دیدگاه ها (۲)

والا :/

کیا اینجورن؟^__^

ادمهههه

پارت ۱۲کاکاشی سر جایش خشکش زده بود. سکوت، فقط صدای باد و خش ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. با هل دادن درِ خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط