چه بسا ناله ی شب سوز نبودت باشد

چه بسا ناله ی شب سوز نبودت باشد
که سحر ، باد صبا اذن حضورت باشد
لب تو جام شراب ِ من ِ بیمار ، اما
آه و واویلا کاین بار نبودت ، به سهولت باشد
تو که ای آینه ی ماه نبوت منی
در گمانم که نگاهت سزاوار سجودت باشد
تو چراغ روشنی در پس کوچه ی سیه
که تواند شب تاریک ِ ازل ، سنگ صبورت باشد؟
خاطرات دل ویران مرا آرام بخش
عاقبت تا سحر بعد غروبت باشد ....
دیدگاه ها (۲)

چه بگویم که بدانی که تو را می‌طلبم

همره باد از نشیب و فراز کوهساران از سکوت شاخه های سرفراز بیش...

حضرت زهرا(س)-شهادت(از زبان درب خانه)سال ها پیش در این شهر در...

شعری بسیار زیبا طولانی هستش اما ارزش خوندن داره حتما تا آخر ...

۱۳سایه رحمتبر در میکده روزی چو گذرم افتدچشم آلوده من بر رخ ی...

#اشعار_کمال_الدین_وحشی_بافقی________________________________...

یک بحر طویل زیبادر آن صحن قدیمی حرم، روبروی پنجره فولاد یکی ...

متن سنگ قبر"آن ماری شیمل"جالب است که بر روی سنگ قبر این مستش...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه دردی کش لجهٔ...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه نور دل صبح خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط